هرگاه به علت بیماری که برای مدت طولانی یا نامعلوم، غیر قابل رفع است، حضور شاهد یا مطلع در جلسه دادگاه مقدور نباشد، رییس دادگاه یا یکی دیگر از قضات عضو شعبه، با حضور نزد شاهد یا مطلع، اظهارات وی را استماع می‌کند.  همچنین با اشاره به ماده 204 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال 1392 بازپرس به تشخیص خود یا با معرفی شاکی یا به تقاضای متهم یا حسب اعلام مقامات ذی‌ربط، شخصی که حضور یا تحقیق از وی را برای روشن شدن موضوع ضروری تشخیص دهد، برابر مقررات احضار می‌کند. بر اساس تبصره یک ماده، در صورتی که شاهد یا مطلع برای عدم حضور خود عذر موجهی نداشته باشد، جلب می‌شود. اما در صورتی که عذر موجهی داشته باشد و بازپرس آن عذر را بپذیرد، مجدداً احضار و در صورت عدم حضور جلب می‌شود.


شهادت عبارت است از اطلاعات یک فرد خارج از دعوی که موضوع مورد ادعا را دیده یا شنیده یا اگر از موارد دیدنی و شنیدنی نباشد از آن آگاه شده است. یعنی شخصی از واقعه‌ای جزیی یا کلی که بین 2 یا چند نفر صورت گرفته است، در دادگاه خبر دهد یا اطلاع‌رسانی کندطبق ماده 230 قانون آیین دادرسی مدنی، در دعاوی مدنی، تعداد و جنسیت گواه، همچنین ترکیب گواهان با سوگند به این ترتیب است. اصل طلاق و اقسام آن و رجوع در طلاق و نیز دعاوی غیرمالی از قبیل مسلمان بودن، بلوغ، جرح و تعدیل، عفو از قصاص، وکالت، وصیت با گواهی دو مرد و دعاوی مالی یا آنچه مقصود از آن مال است از قبیل دین، ثمن بیع، معاملات، وقف، اجاره، وصیت به نفع مدعی، غصب، جنایات خطایی و شبه‌عمد که موجب دیه است با گواهی دو مرد یا یک مرد و دو زن اثبات می‌شود.


«اگر شخصی چکی را بدون ظهرنویسی به شخص دیگری منتقل کند این چک منتقل نشده و همچنان شخص قبلی دارنده و ذی‌نفع چک است.»  «اگر کسی مدعی خلاف این موضوع باشد باید به دادگاه مراجعه کرده و این ادعا را ثابت کند.»


 «در ظهر نویسی، وجه چک یا سند به فردی دیگر منتقل می‌شود اما  وقتی که قصد ضمانت داشته باشیم تضمین پرداخت وجه چک، از سوی صادرکننده توسط شخص ثالث یا همان ضامن انجام می‌شود.»

«ظهرنویسی چک هیچ محدودیتی ندارد. وقتی یک فقره چک بین افراد دست به دست شود با هربار ظهر نویسی، چک مورد ‌نظر به شخص بعدی منتقل می‌شود. البته در این مورد یک استثنا هم وجود دارد و آن در مورد چک حامل است. چک‌های حامل نیاز به پشت نویسی ندارند زیرا این چک‌ها به نام شخص معینی نوشته نشده‌اند و هرکس با دارا بودن آن می‌تواند به بانک مراجعه و آن را وصول کند.»


ظهرنويسي انواع مختلفي دارد و به نيت‌هاي مختلف انجام مي‌شود. «غالبا پشت‌نويسي يک چک با هدف انتقال انجام مي‌شود يعني امتيازات يک چک با پشت نويسي به فردي ديگر منتقل مي‌شود اما موارد ديگري هم وجود دارد که پشت نويسي با آن اهداف انجام مي‌شود؛ يکي از آن موارد ضمانت است. يعني وقتي که در يک معامله به ضامن احتياج باشد فردي ظهر چک را امضا و ضمانت مي‌کند که در صورت عدم پرداخت وجه چک از سوي صادر کننده آن، شخص پرداخت امضاکننده ظهر، پرداخت مبلغ چک را بر عهده مي‌گيرد.»
«وقتي ضامن ظهر چک را امضا مي‌کند ديگر هيچ امتيازي به فرد ديگر منتقل نمي‌شود. بيشتر اوقات اين ظهرنويسي زماني انجام مي‌شود که اعتبار صادرکننده چک براي دارنده آن مورد تاييد نباشد و دارنده براي حصول اطمينان، تقاضا ‌کند شخص ثالثي به عنوان ضامن ظهر چک را امضا کند. اما آن‌چه افراد بيشتر با آن آشنا هستند همان ظهرنويسي به منظور انتقال است.»

ظهرنويسي به معناي پشت‌نويسي است و اين ظهرنويسي با اهداف مختلف صورت مي‌گيرد که مي‌توان به ظهرنويسي به قصد انتقال، وکالت يا ضمانت ياد کرد. هرکدام از اين موارد با ديگري متفاوت است و شرايط خاص خود را دارد«ظهرنویسی حاکی از انتقال سند است. ظهرنویسی چک یعنی انتقال چک به کسی دیگر. با ظهرنویسی کسی که نفع او پشت نویسی شده، دارنده چک محسوب می‌شود و کلیه امتیازات و وجوح مندرج در چک به نفع کسی است که به نام او چک پشت‌نویسی شده است.»

طبق قوانين ايران حضانت فرزند تا رسيدن طفل به سن بلوغ (در دختران 9 سالگي و در پسران 15 سالگي) به عهده والدين است و شخصي که حضانت به او محول شده است، حق خودداري از حضانت و يا اسقاط حق را ندارد؛ به عبارت قانوني "حضانت حق و تکليف ابوين است"؛ بدين معني‌که والدين حق دارند حضانت و سرپرستي كودك خود را به عهده گيرند و قانون جز در موارد استثنايي نمي‌تواند آنان را از اين حق محروم كند و از سوي ديگر آنان مكلف هستند تا زماني كه زنده هستند و توانايي دارند، نگهداري و تربيت فرزند خويش را به عهده گيرند.
ديوان عالي کشور در رأي شماره4236 مورخ 73/1/20 مقرر مي‌دارد: "با توجه به اينکه حضانت طبق قانون هم حق و هم تکليف است، مي‌توان حق را ساقط نمود، ولي تکليف قابل اسقاط و مصالحه نيست."
در مواردي پدر و مادر مي‌توانند به نفع يکديگر از حق حضانت خود صرف‌نظرکنند. بنابراين قراردادهاي بين والدين در مورد حق حضانت در صورتي‌که بر خلاف غبطه و مصلحت طفل نباشد، معتبر و لازم‌الاجرا است (1)، اما آنجا که قانون مي‌گويد حضانت تکليف ابوين است، لذا پدر و مادر نمي‌توانند در آن واحد اين حضانت را از خود ساقط و طفل را بي‌سرپرست رها کنند.
اگر يکي از ابوين که طفل، تحت حضانت اوست نخواهد از طفل خويش مراقبت کند، مطابق با ماده 1172 قانون مدني حاکم بايد به تقاضاي ديگري يا تقاضاي قيم يا يکي از اقرباي طفل و يا به تقاضاي مدعي‌العموم، نگاه‌داري طفل را به هريک از ابوين که حضانت به عهده اوست، الزام کند و در صورتي‌که الزام، ممکن يا مؤثر نباشد، حضانت را به خرج پدر و هرگاه پدر فوت شده باشد، به خرج مادر تأمين کند.


هر کس بدون سمت رسمي يا اذن از طرف دولت خود را در مشاغل دولتي دخالت دهد يا معرفي نمايد محکوم به حبس مي شود و اين اتهام تفاوت زيادي با دروغگويي شياداني دارد که خويش را به جاي افراد مطرح و معروف جا زده و اقدام به کلاهبرداري مي نمايند !
معمولا اتهام اصلي اين شيادان کلاهبرداري مي باشد و دروغگويي آنان نيز صرفا به مانورهاي متقلبانه تعبير مي گردد.


 در طلاق خلع اگر زوجه نسبت به بذل رجوع کند، طلاق رجعی می‌شود و زوج می‌تواند به زوجه رجوع کند، هر چند زوجه راضی به این امر نباشد و اگر راضی به رجوع باشد، زوج می‌تواند رجوع کند، حتی اگر زوجه نسبت به بذل رجوع نکرده باشد. در این فرض، در واقع زوجه بذل را به زوج هبة غیر معوّض نموده است، چون راضی شده است که زوج بدون باز پس دادن بذل به او رجوع کند. با رجوع زوج، همان ازدواج قبلی احیا می‌شود و همان مهریه ثابت می‌باشد. مهریة جدید، منوط به عقد جدید پس از انقضای عده است.


مجازات حبس به همراه جزای نقدی برای ایشان منظورخواهد شد لذا در صورتیکه ایشان مرتکب ضرب و شتم نیز شده باشند مبلغی به عنوان دیه نیز قابل مطالبه میباشد.


حق رجوع عبارت است از حق بازگشت و برهم زدن قرارداد در عقدهاى جايز، مانند هبه ، مضاربه و شرکت که در پى  حکم شارع به جواز اين نوع عقود، براى دو طرف عقد ثابت مى‏گردد. همچنين حق بازگشت شوهر به همسر خود در طلاق رجعي و حق بازگشت زوجه به بذل خود در طلاق خلع.


 اگر زنی طلاق رجعی بگیرد بعد از گذشتن عده، می‌تواند با مردی دیگر غیر از همسر خود ازدواج کند، ولی اگر بخواهد با همسر خود ازدواج کند و در عده باشد، بلافاصله مرد می‌توانند به او رجوع کند و نیاز به خواندن عقد ندارند و اگر عده‌اش تمام شده است، البته می‌توانند با یکدیگر ازدواج کنند، ولی باید مجدداً عقد کنند تا به یکدیگر محرم شوند.


 در نگاه کلی قانون خانواده، معمولا اعسار و تقسیط اگـر خارج از زندان ارائه شود، بخصوص درباره مهریه‌های سنگین مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد یا این‌که قاضی با تخفیف اندکی و با تعیین یک پیش قسط سنگین مهریه را قسط بندی می‌کند و در بهترین حالت یک سوم مهریه را پیش و مابقی آن را به شکل ماهی یک سکه دریافت می‌کند. تنها در صورتی اعسار مرد پذیرفته می‌شود که زن نتواند مال یا اموالی را به دادگاه معرفی کند. شیوه معرفی هم بسیار ساده است. مثلا زن عنوان می‌کند همسرش در یک بانک یا جایی سرمایه‌ای دارد و بعد دادگاه با ارائه نامهای به آن محل خاص و دادن نامه به زن، از آنجا می‌خواهد تا اموال مرد را توقیف و گزارش آن را به دادگاه اعلام کنند. با چنین نامه‌ای حتی پول پیش خانهای که زن و شوهر در آن زندگی می‌کنند، طلبی که شوهر از دیگری دارد، پولی که بابت پیش خرید خانه یا خودرو داده شده، ودیعه بانکی برای دریافت وام مسکن و... هم قابل توقیف است و اگر ثابت شود که جایی خلاف دستور دادگاه عمل کرده و این مال را توقیف نکرده‌اند، با آنها برخورد قانونی سختی خواهد شد و کار آنها در حکم یک عمل مجرمانه تلقی می‌شود.


یکی از راه‌های مطالبه مهریه از شوهر مراجعه به اجرای ثبت اسناد رسمی است. در این روش زن می‌تواند قباله ازدواج خود را به دفترخانه محل ثبت عقد ارائه کند و تقاضای صدور اجرائیه کند. سپس با اجراییه به اداره ثبت مراجعه و مهریه خود را مطالبه کند. در این روش زوجه باید هزینه اجرایی را هم که برابر با نیم عشر دولتی است پرداخت ‌کند که بعدا این هزینه از شوهر گرفته خواهد شد. برای اجرای مهریه مالی اعم از وجه نقد یا مال منقول (ماشین، موبایل یا...) و یا مال غیر منقول (ملک) توقیف می‌شود البته به شرط اینکه جزو مستثنیات دین نباشد. بنابراین گام‌های زیر باید به ترتیب طی شود:


1 ) ارسال اظهار نامه از سوی زن به شوهر
2) از طریق اجرای ثبت
3) از طریق دادگاه ها
اظهارنامه نوعی اوراق چاپی موجود در دادگستری است که دارای دو ستون خواهان و خوانده می باشد. خواهان (زوجه) ، اظهارات خود را در مورد در خواست مهریه، در ردیف خواهان می نویسد وآن را  برای خوانده (زوج) از طریق دادگاه می فرستد .در ردیف خوانده، اظهارات زوج نیز ثبت می شود . در این هنگام زوجه همنچنان باید تمکین کند ، چرا که در   غیر این صورت ناشزه محسوب می شود و نفقه به او تعلق نمی گیرد .


اگر مرد متقاضی طلاق باشد در رأی دادگاه، کلیه حقوق  شرعی و قانونی و عرفی زن لحاظ می شود، مانند: مهریه، نفقه، نفقه ایام عده و حتی جهیزیه، حضانت فرزندان و اجرت المثل. اما اگر طلاق به خواسته مرد نباشد و زن به جز طلاق ، مهریه خود را نیز مطالبه کند، باید  دادخواست جداگانه ای  به دادگاه تقدیم کند که تحت عنوان دادخواست مطالبه مهریه از طرف زوجه می باشد.


1)           عین باشد مثل باغ
2)           دین باشد مثل چک، سفته، برات
3)           منفعت باشد مانند منفعت باغ
4)           انجام کار مثل ساختمان خانه
5)           آموزش باشد مثل آموزش قرآن و نقاشی
6)           حقوق مالی باشد مثل سر قفلی یا حق  تألیف ترجمه ها
باید توجه نمود که فوت زوج در مهریه تأثیر گذار نیست و مهریه از ماترک شوهر ( آنچه  به جا گذاشته) برداشته می شود. چنانچه زن هم بمیرد، مهریه ساقط نمی شود. مهریه ارث است و به وراث وی خواهد رسید.
هنگام فسخ نکاح ،در صورتی که دختر وظایف زناشویی را انجام داده باشد ،مهریه به او تعلق می گیرد ، اما زمانی که فقط عقد شده وهنوز  عروسی نکرده باشد، نصف مهریه به او تعلق می گیرد.


1) مالیت داشتن: مرد نمی تواند بگوید تمام هوای تهران را مهریه قرار می دهم.
2) قابل تملک باشد: مرد نمی تواند میدان آزادی را مهریه همسرش قرار بدهد، زیرا جزو اماکن عمومی است.
3)معین باشد: یعنی مجهول نباشد؛ یعنی نمی تواند فلان جواهری را که در ته اقیانوس آرام است ، مهریه قرار دهد.


براساس اصل 173 قانون اساسي، به‏ منظور رسيدگي‏ به‏ شكايات‏، تظلمات‏ و اعتراضات‏ مردم‏ نسبت‏ به‏ مأمورين‏ يا واحدها یا آيين‏ نامه‏ هاي‏ دولتي‏ و احقاق‏ حقوق‏ آنها، ديواني‏ به‏ نام‏ "ديوان‏ عدالت‏ اداري‏" زير نظر رييس‏ قوه‏ قضاييه‏ تأسيس‏ مي‏ گردد. حدود اختيارات‏ و نحوه‏ عمل‏ اين‏ ديوان‏ را قانون‏ تعيين‏ مي‏ كند.


براساس اصل 171 قانون اساسي، هر گاه‏ در اثر تفسير يا اشتباه‏ قاضي‏ در موضوع‏ يا در حكم‏ يا در تطبيق‏ حكم‏ بر مورد خاص‏، ضرر مادي‏ يا معنوي‏ متوجه‏ كسي‏ گردد، در صورت‏ تقصير، مقصر طبق‏ موازين‏ اسلامي‏ ضامن‏ است‏ و در غير اين‏ صورت‏ خسارت‏ به‏ وسيله‏ دولت‏ جبران‏ مي‏ شود، و در هر حال‏ از متهم‏ اعاده‏ حيثيت‏ مي‏ گردد.


در دنیا دو روش برای برگزیدن قاضی وجود دارد. یکی روش انتخاب است چنان‏که در آمریکای شمالی، قضات به استثنای محاکم‏ فدرال به‏ وسیله‏ مردم انتخاب می‏شوند یا در سویس، چهارده ‏تن قاضی فدرال را قوه‏ ی مقننه انتخاب می‏کند یا در جمهوری ‏مکزیک مردم قضات عالیه را انتخاب می‏کنند. دیگری روش انتصاب است. چنان‏که در انگلستان، کلیه‏ دادرسان با نظارت فائقه‏ ی قاضی‏ القضات منصوب می‏شوند.
در نظام‏ جمهوری‏ اسلامی ایران، استخدام قضات عادل و شایسته و عزل و نصب آنها از وظایف رئیس‏ قوه‏ قضاييه است. صفات و شرایط قاضی طبق موازین فقهی به‏وسیله‏ قانون معین می‏شود. ( براساس اصل‏ 163 قانون‏ اساسی)


براساس اصل 164 قانون اساسي، قاضي‏ را نمي‏ توان‏ از مقامي‏ كه‏ شاغل‏ آن‏ است‏ بدون‏ محاكمه‏ و ثبوت‏ جرم‏ يا تخلفي‏ كه‏ موجب‏ انفصال‏ است‏ به‏ طور موقت‏ يا دايم‏ منفصل‏ كرد يا بدون‏ رضاي‏ او محل‏ خدمت‏ يا سمتش‏ را تغيير داد مگر به‏ اقتضاي‏ مصلحت‏ جامعه‏ با تصميم‏ رييس‏ قوه‏ قضاييه‏ پس‏ از مشورت‏ با رييس‏ ديوان‏ عالي‏ كشور و دادستان‏ كل‏. نقل‏ و انتقال‏ دوره‏ اي‏ قضات‏ بر طبق‏ ضوابط كلي‏ كه‏ قانون‏ تعيين‏ مي‏ كند صورت‏ مي‏ گيرد.


براساس اصل 168 قانون اساسي، رسيدگي‏ به‏ جرايم‏ سياسي‏ و مطبوعاتي‏ علني‏ است‏ و با حضور هيأت‏ منصفه‏ در محاكم‏ دادگستري‏ صورت‏ مي‏ گيرد. نحوه‏ انتخاب‏، شرايط، اختيارات‏ هيأت‏ منصفه‏ و تعريف‏ جرم‏ سياسي‏ را قانون‏ بر اساس‏ موازين‏ اسلامي‏ معين‏ مي‏ كند.


براساس اصل 169 قانون اساسي،‌ هيچ‏ فعلي‏ يا ترك‏ فعلي‏ به‏ استناد قانوني‏ كه‏ بعد از آن‏ وضع شده‏ است‏ جرم‏ محسوب‏ نمي‏ شود.


براساس اصل 160 قانون اساسي، وزير دادگستري‏ مسئولیت‏ كليه‏ مسايل‏ مربوطه‏ به‏ روابط قوه‏ قضاييه‏ با قوه‏ مجريه‏ و قوه‏ مقننه‏ را بر عهده‏ دارد و از ميان‏ كساني‏ كه‏ رييس‏ قوه‏ قضاييه‏ به‏ رييس‏ جمهور پيشنهاد مي‏ كند انتخاب‏ مي‏ گردد. رييس‏ قوه‏ قضاييه‏ مي‏ تواند اختيارات‏ تام‏ مالي‏ و اداري‏ و نيز اختيارات‏ استخدامي‏ غير قضات‏ را به‏ وزير دادگستري‏ تفويض‏ كند. در اين‏ صورت‏ وزير دادگستري‏ داراي‏ همان‏ اختيارات‏ و وظايفي‏ خواهد بود كه‏ در قوانين‏ براي‏ وزرا به‏ عنوان‏ عاليترين‏ مقام‏ اجرايي‏ پيش‏ بيني‏ مي‏ شود.


موضوعي که محکوم عليه به آن محکوم شده است و براي مثال در دعوي مطالبه اجبار به بهاي معوقه اگر مستاجر به پرداخت.... ريال محکوم شود، محکوم به.... ريال خواهد بود.


قصاص یك مجازات الزامی نیست یا كه بنا به ماهیت حق الناسی بودن آن نه تنها قابل عفو و مصالحه می‌باشد یا كه بر آن تاكید فراوان نیز شده است در آیات و روایات متعدد، عفو مجنی علیه در جنایات مادون النفس نافذ است و همان تاكیداتی كه در مورد عفو از قصاص النفس وارد شده در این مورد هم جاری است.


1-         تساوی در اصلی بودن اعضاء
 موافق ماده 293 ق. م. ا اگر كسی عضو زائدی را از كسی قطع كند و جانی عضو زائد مشابه نداشته باشد جانی قصاص نمی‌شود، زیرا در قصاص تساوی در اصل و زیادی لازم است.
2-         تساوی در محل عضو مجروح یا مقطوع
شرح این شرط در ماده 275 ق. م. ا بیان شده كه در قصاص عضو تساوی محل معتبر است باید در مقابل قطع عضو طرف راست عضو همان طرف قصاص می‌شود... و در صورتی كه مجرم دست راست نداشته باشد دست چپ او و چنانچه دست چپ هم نداشته باشد پای او قطع خواهد شد.


1-         تساوی در آزادی و حریت؛
2-   جانی پدر یا جدّ پدری نباشد؛  زیرا این افراد به خاطر قطع یا جرح عضو فرزند خود قصاص نمی‌شود.
3-         تساوی در اسلام و مسلمان بودن؛
4-         عاقل بودن مرتكب قطع و جرح عمدی؛
5-         بالغ بودن مرتك

:
کیفری است که مرتکب به آن محکوم می شود و باید با جنایت او برابر باشد. قصاص دو نوع است قصاص عضو و قصاص نفس.


 
مانند حکم تصمیم دادگاه است ولی قاطع دعوی نبوده و یا در ماهیت دعوی نیست مانند قرار توقیف دعوی مدنی به لحاظ فوت خواهان.


عبارتست از هزينه دادرسي و حق الوکاله وکيل و هزينه هاي ديگري که مستقيماً مربوط به دادرسي بوده و براي اثبات دعوي يا دفاع لازم است مانند هزينه دستمزد کارشناس ـ خسارت ديرکرد (تاخير تاديه) خسارتي است که از بابت ديرکرد پرداخت وجه نقد از طرف مديون بايد به طلبکار داده شود.


تسلط بر از بين بردن اثر حاصل از عقد را گويند. خيار ممکن است ناشي از توافق و تراضي طرفين باشد مانند خيار شرط در عقد بيع که به موجب آن شرط مي شود که در مدت معيني براي خريدار يا فروشنده يا هر دو يا نفر سومي اختيار فسخ معامله باشد و يا ممکن است خيار ناشي از حکم قانون باشد مانند خيار مجلس که به موجي آن مادام که مجلس عقد به هم نخورده طرفين حق بر هم زدن معامله را دارند


دارنده سند بدهی مانند چک، سفته و... در پشت آن با امضاء اجازه دستور می دهد که مبلغ سند به شخص دیگر پرداخت شود.


شخص کبیر و بالغ که اعمال و تصرفاتش در امور مالی اش عقلانی نباشد و نتواند ضرر و نفعش را درست تشخیص دهد بنابراین ممکن است شخص دارای معلومات و دانش بالائی باشد ولی در امور سفیه محسوب شود. اعمال شخص سفیه در امور غیر مالی صحیح است برای مثال اگر مرد سفیهی ازدواج کند عقد نکاح او که امری غیر مالی صحیح بوده ولی برای تعیین مهریه نیاز به اجازه سرپرست قانونی اش است



عقدی است که به موجب آن مدیون مالی را برای وثیقه به بستانکار می دهد و اگر مال مورد رهن از حالت وثیقه بودن خارج شود می گویند از مال مورد رهن فک رهن شده است.


اصولاً مالی است که از سوی مجرم به شخصی که به واسطه ارتکاب جرم مصدوم و یا در مورد متوفی به ورثه او باید بپردازد. در پاره ای از موارد مجرم به جای قصاص باید دیه بپردازد.


شکوائیه ای است که به مراجع قضائی به طور کتبی و در اوراق مخصوص عرضه می شود اصولاً در دعاوی مدنی خواهان باید خواسته اش را باتقدیم دادخواست در دادگاه طرح کند.

چند نوع محكمه وجود دارد؟
به موجب قانون‏ اساسی دونوع محکمه برای رسیدگی به جرایم وجود دارد که البته درکنار هر محاکمه ‏ای، دادسرایی نیز مقرر است. اين محاكم و دادسراها عبارتند از:
الف-محاکم و دادسراهای عمومی که به جرایم ‏عمومی رسیدگی می‏کند.
ب-محاکم و دادسراهای نظامی
ذکر دو نوع محکمه‏ فوق در قانون‏ اساسی دلیل برحصر محاکم به دو دسته‏ عمومی و نظامی نیست بلکه به موجب اصل‏ یکصد‏ و پنجاه ‏و نهم‏ و اصل یکصد و پنجاه‏ و هشتم می‏توان تشکیلات لازم یا دادگاه‏های دیگری به موجب قانون ایجاد نمود. چنان‏که در حال حاضر دادگاه‏ ها و دادسراهای انقلاب نیز درکنار سایر تشکیلات قوه‏ قضائیه وجود دارد.


نقش دادستان در قانون اساسي ايران بارها دستخوش تغيير شده است. در مورد اين مقام تنها در اصل 162 قانون اساسي آمده است كه رييس‏ ديوان‏ عالي‏ كشور و دادستان‏ كل‏ بايد مجتهد عادل‏ و آگاه‏ به‏ امور قضايي‏ باشند و رييس‏ قوه‏ قضاييه‏ با مشورت‏ قضايت‏ ديوان‏ عالي‏ كشور آنها را براي‏ مدت‏ پنج‏ سال‏ به‏ اين‏ سمت‏ منصوب‏ مي‏ كند. براساس تعاريف كنوني مي دانيم كه «دادستان کل کشور، مقام عالی قضائی است که به موجب اصل 162 قانون اساسی باید مجتهدی عادل و آگاه به امور قضائی باشد؛ بر این اساس دادستان کل، متصدی مسند مدعی العمومی در گستره کشوری است که بمنظور حفظ حقوق عمومی و نظارت بر حسن اجرای قوانین، مطابق مقررات قانونی ایفای نقش می نماید؛ بموجب قانون اساسی، دادستان کل توسط رئیس قوه قضائیه، پس از مشورت با قضات دیوان عالی کشور به مدت 5  سال منصوب می گردد.


براساس اصل 161 قانون اساسي، ديوان‏ عالي‏ كشور به‏ منظور نظارت‏ بر اجراي‏ صحيح‏ قوانين‏ در محاكم‏ و ايجاد وحدت‏ رويه‏ قضايي‏ و انجام‏ مسئولیت هايي‏ كه‏ طبق‏ قانون‏ به‏ آن‏ محول‏ مي‏ شود بر اساس‏ ضوابطي‏ كه‏ رييس‏ قوه‏ قضاييه‏ تعيين‏ مي‏ كند تشكيل‏ مي‏ گردد.

 

رييس ديوان عالي كشور و دادستان كل  براي چه مدتي انتخاب مي شوند و لازم است چه ويژگي هايي داشته باشند؟

براساس اصل 162 قانون اساسي، رييس‏ ديوان‏ عالي‏ كشور و دادستان‏ كل‏ بايد مجتهد عادل‏ و آگاه‏ به‏ امور قضايي‏ باشند و رييس‏ قوه‏ قضاييه‏ با مشورت‏ قضايت‏ ديوان‏ عالي‏ كشور آنها را براي‏ مدت‏ پنج‏ سال‏ به‏ اين‏ سمت‏ منصوب‏ مي‏كند.

 

در رأس تشکیلات دادگستری، دادگاه و دادسرای دیوان‏ عالی‏ کشور قرار دارد که دیوان عالی کشور و دادستان کل‏ کشور بالاترین مقام آنها هستند. این دو مقام باید مجتهد عادل و آگاه به امور قضایی باشند.


 وجه تمايز اختلاس با تصرف غيرقانوني عنصر معنوي آنها است كه در اختلاس برداشت به قصد تملك وجود دارد اما در تصرف غيرقانوني قصد تملك وجود ندارد.

معنای اصطلاحی قانون
در علوم اجتماعي به ويژه در علم حقوق، قانون داراي دو معنا بشرح زير است:
الف) معناي موسّع
ب) معناي مضيّق
الف) معناي موسّع


جريمه هاي امتناع از پرداخت شارژ آپارتمان
بعضي اوقات ساکنان آپارتمان ها در شهرها با مشکل عدم پرداخت هزينه هاي مشترک و به اصطلاح حق شارژ هستند که به لحاظ عدم آگاهي آپارتمان نشينان از مقررات و ضوابط قانوني اين امر به مشاجره و گاه زد و خورد کشيده شده و پاي آنان در مراجع قضايي باز مي شود.  هر آپارتمان داراي قسمت هاي اختصاصي و مشترک است و مقصود از قسمت مشترک، بخش هايي از ساختمان و اراضي و متعلقات آنهاست که به طور مستقيم يا غيرمستقيم مورد استفاده تمام شرکا و ساکنان قرار مي گيرد مانند راه پله ها، آسانسور، پشت بام و. ‎هرگاه يک آپارتمان يا يک محل کسب داراي مالکين متعدد و بيش از سه نفر باشد مجمع عمومي با مالکان يا قائم مقام قانوني آنها وظيفه دارند مدير يا مديراني از بين خود يا از خارج انتخاب کنند. مدير هر ساختمان مسئول حفظ و اداره ساختمان و اجراي تصميمات مجمع عمومي است و موظف است مخارج مربوط به قسمت هاي مشترک را ماهانه جمع آوري و در رديف هاي مربوط هزينه کند.


بسيار اتفاق افتاده است که در خيابان‌ها و معابر شاهد وقوع جرايم گوناگوني بوده‌ايم. اين در حالي است که بسياري از افراد در حين وقوع جرم براي ديگران، هيچ اقدام مناسبي به غير از فيلم برداري کردن و يا تماشا انجام نمي‌دهند و اين باعث مي‌شود، مجرم به راحتي اعمال خلاف و مجرمانه خود را انجام داده و از مهلکه بگريزد.
اما آيا واقعاً و قانوناً مردم و شهروندان در صورت وقوع جرم مي‌توانند مداخله کنند؟
آيا در صورت مداخله مسئوليتي متوجه آنان خواهد بود؟
آيا در صورت عدم مداخله مسئوليتي متوجه آنان خواهد بود؟
لکن بايد بيان داشت قانونگذار تکليف اين موضوع را به صراحت روشن ساخته و در تبصره يک ماده 45 قانون قانون آيين دادرسي کيفري چنين بيان داشته است که:
چنانچه جرايم موضوع بندهاي الف، ب، پ و ت ماده 302 اين قانون به صورت مشهود واقع شود، در صورت عدم حضور ضابطان دادگستري، تمام شهروندان مي‌توانند اقدامات لازم را براي جلوگيري از فرار مرتکب جرم و حفظ صحنه جرم به عمل آورند.
به عبارتي ديگر چنانچه جرمي که مجازات سلب حيات يا حبس ابد ( مانند سرقت حدي که مستوجب حد قطع عضو يا حبس ابد يا سلب حيات مي باشد)، يا مجازات قطع عضو يا مجازات تعزيري درجه سه ( مانند جرم آدم ربايي که 5 تا 15 سال حبس دارد) و بالاتر ( مانند جرم معاونت در قتل عمدي که حبس تعزيري درجه 2يا 3 خواهد داشت) داشته باشد واقع شود، منوط به دو شرط امکان مداخله شهروندان با هدف جلوگيري از فرار مجرم و حفظ صحنه جرم وجود دارد:
1 در صورت عدم حضور ضابطان
2 جرايم گفته شده به صورت مشهود واقع شده باشند


عبارتست از توقف رسيدگي يا تعقيب امر جزائي بر امر مدني يا تجاري يا اداري يا کيفري براي مثال شخصي عليه ديگر به عنوان تخريب ساختمان شکايت مي کند و طرف مقابل در پاسخ مي گويد که ساختمان متعلق به خودش است براي رسيدگي به اين ادعا که امري است مدني پرونده کيفري تا زمان مشخص شدن مالکيت متهم نسبت به ملک متوقف شده و رسيدگي به امر کيفري به امر مدني منوط و موکول مي شود.


به اموري گفته مي شود که دادگاه ها بايد بدون ملاحظه اينکه در مورد آنها اختلاف و مرافعه اي وجود پيدا کرده يا نه وارد رسيدگي شده و اتخاذ تصميم کنند مانند رسيدگي به اموال متوفاي وارث، تعيين سرپرست براي ديوانه اي که ولي يا قيم ندارد.


هر چيزي که حکايت از چيز ديگري داشته باشد و در پرونده هاي مدني و کيفري ظاهراً جزء کاشفيت از واقع دارد مانند تصرف شي که در ظاهر کاشف از مالکيت متصرف است البته ممکن است حذف آن نيز ثابت شود. براي مثال ممکن است شي که در تصرف شخص الف است در مالکيت ب باشد که الف بصورت اماني آنرا در اختيار گرفته است.


با اينکه وکالت بلاعزل، محاسن زيادي دارد، اما در برخي موارد ممکن است داراي پيامد‌ها و مشکلاتي باشد و با امضاي يک وکالت‌نامه رسمي بلاعزل ناخواسته افراد، تمام دارايي و اموال خود را از دست بدهند. مردم بايد در دادن وکالت بلاعزل به فرد يا افراد دقت لازم را داشته باشند، چرا که بعضي از افراد از طريق همين وکالت اقدام به کلاهبرداري مي‌کنند.
افراد بايد اين موضوع را نيز در نظر داشته باشند که وکالت بلاعزل در امور جزيي داده شود و نه کلي. همچنين در وکالت بلاعزل مورد وکالت توسط طرفين با دقت مطالعه و ملاحظه شود. در ضمن همان موردي که طرفين مدنظر دارند بايد به ‌طور دقيق در وکالت‌نامه نوشته شده باشد.
براي نوشتن وکالت بلاعزل، بايد به دفاتر اسناد رسمي مراجعه کرد و همراه داشتن کارت ملي و شناسنامه وکيل و موکل و نيز رونوشت آنها ضروري است.
 وکالت بلاعزل نيز با فوت يا جنون طرفين فسخ مي‌شود. در اين حالت خريدار ديگر مالي را که خريده است نمي‌تواند به نام خود سند بزند و بايد وراث متوفي براي انتقال و امضاي سند رسمي اقدام کنند که اين فرايند مسلما وقت‌گير و داراي مشکلات مختلفي است. بنابراين در اين موارد، حتما بايد نسبت به انتقال رسمي مال مورد نظر در سريع‌ترين زمان ممکن اقدام شود.

 وکالت عقدي است جايز يعني عقدي که با مرگ هر يک از  طرفين يا استعفاي وکيل يا عزل وکيل توسط موکل و يا با جنون وکيل و يا موکل پايان مي‌يابد، بنابراين وکالت به مفهوم دادن نمايندگي است، چيزي که در قانون مدني از آن به عنوان نيابت ياد شده و بر پايه اعتماد داده مي‌شود. وکالت عقدي است، که شخصيت وکيل، علت عمده عقد است خواه در وکالت در قراردادها يا وکالت در دعاوي.


مسأله 2379. عقد ازدواج چند شرط دارد:
اول ـ آن كه به عربي صحيح خوانده شود و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عربي صحيح بخوانند بهتر بلكه احوط آن است كه كسي را كه مي‎تواند به عربي صحيح بخواند وكيل كنند، لكن لازم نيست. و خودشان هم مي‎توانند به غير عربي بخوانند، اما بايد لفظي بگويند كه معني زوجت و قبلت را بفهماند.
دوم ـ مرد و زن يا وكيل آنان كه صيغه را مي‎خوانند، قصد انشاء داشته باشند يعني اگر خود مرد و زن صيغه را مي‎خوانند زن بگفتن «زَوَّجْتُكَ نَفْسِي» قصدش اين باشد كه خود را زن او قرار دهد و مرد بگفتن «قَبِلْتُ التَّزْوِيجَ» زن بودن او را براي خود قبول نمايد، و اگر وكيل مرد و وكيل زن صيغه را مي‎خوانند، به گفتن «زَوَّجْتُ«الخ» وَقَبِلْتُ» قصدشان اين باشد كه مرد و زني كه آنان را وكيل كرده‎اند زن و شوهر شوند.


مسأله 2372. در زناشويي ـ چه دائم و چه غيردائم ـ بايد صيغه خوانده شود و تنها راضي‎بودن زن و مرد كافي نيست و صيغه عقد را يا خود زن و مرد مي‎خوانند، يا ديگري را وكيل مي‎كنند كه از طرف آنان بخواند.
مسأله 2373. وكيل لازم نيست مرد باشد، زن هم مي‎تواند براي خواندن صيغه عقد از طرف ديگري وكيل شود.
مسأله 2374. زن و مرد تا يقين نكنند كه وكيل آنان صيغه را خوانده است نمي‎توانند به يكديگر نگاه محرمانه نمايند. و گمان به اين كه وكيل صيغه را خوانده است كفايت نمي‎كند. ولي اگر وكيل بگويد صيغه را خوانده‎ام كافي است.
مسأله 2375. اگر زني، كسي را وكيل كند كه مثلاً ده روزه او را به عقد مردي درآورد و ابتداي ده روز را معين نكند، آن وكيل مي‎تواند هر وقت كه بخواهد او را ده روزه به عقد آن مرد درآورد ولي اگر معلوم باشد كه زن، روز يا ساعت معيني را قصد كرده، بايد صيغه را مطابق قصد او بخواند.
مسأله 2376. يك نفر مي‎تواند براي خواندن صيغه عقد دائم يا غير دائم از طرف زن و مرد، وكيل شود. و نيز مرد مي‎تواند از طرف زن وكيل شود و او را براي خود به طور دائم يا غيردائم عقد كند. و هم چنين زن مي‎تواند از طرف مرد وكيل شود كه خود را به عقد او درآورد. ولي احتياط مستحب آن است كه عقد را دو نفر بخوانند.


سئوال 1_ آیا زن می تواند بعد از طلاق رجعی از خانه بیرون برود؟
جواب _ حرام است زن برای كارهای غیر لازم، از آن خانه بیرون رود.
س 2_ در طلاق رجعی مرد، به چند صورت می تواند به زن خود برگردد؟
ج _ به دو صورت:
اول: حرفی بزند كه دلالت كند او را دوباره زن خود قرار داده است.
دوم: كاری كند كه بفهمد رجوع كرده است.


 رجوع به بذل عمل حقوقی یک طرفه‌ای بوده که صرفاً به ارادة زوجه واقع می‌شود اما با وجود یک جانبه بودن آن باید دارای شرایطی باشد؛ از جمله این‌که زوجه فقط در ایام عده می‌تواند به فدیه رجوع نماید و دیگر این‌که باید زوج در ایام عده از رجوع زوجه به بذل آگاهی یابد تا بتواند متقابلاً حق خود را اعمال نماید.
واضح است چنان‌چه زوج از این امر (رجوع زوجه به بذل) آگاهی نیابد، رجوع زوجه به بذل باطل خواهد بود.رجوع باید به گونه‌ای باشد که زوج نیز توانایی رجوع به نکاح را داشته باشد.با رجوع زوجه به بذل، وصف بائن بودن طلاق زائل گردیده و رجعی می‌شود و شوهر می‌تواند در ایام عده به زوجه رجوع نماید.
پس در طلاق خلع اگر زوجه نسبت به بذل رجوع کند، طلاق رجعی می‌شود و زوج می‌تواند به زوجه رجوع کند، هر چند زوجه راضی به این امر نباشد و اگر راضی به رجوع باشد، زوج می‌تواند رجوع کند، حتی اگر زوجه نسبت به بذل رجوع نکرده باشد. در این فرض، در واقع زوجه بذل را به زوج هبة غیر معوّض نموده است، چون راضی شده است که زوج بدون باز پس دادن بذل به او رجوع کند. با رجوع زوج، همان ازدواج قبلی احیا می‌شود و همان مهریه ثابت می‌باشد. مهریة جدید، منوط به عقد جدید پس از انقضای عده است.


براساس اصل 171 قانون اساسي، هر گاه‏ در اثر تفسير يا اشتباه‏ قاضي‏ در موضوع‏ يا در حكم‏ يا در تطبيق‏ حكم‏ بر مورد خاص‏، ضرر مادي‏ يا معنوي‏ متوجه‏ كسي‏ گردد، در صورت‏ تقصير، مقصر طبق‏ موازين‏ اسلامي‏ ضامن‏ است‏ و در غير اين‏ صورت‏ خسارت‏ به‏ وسيله‏ دولت‏ جبران‏ مي‏ شود، و در هر حال‏ از متهم‏ اعاده‏ حيثيت‏ مي‏ گردد.


براساس اصل 159 قانون اساسي، مرجع رسمي‏ تظلمات‏ و شكايات‏، دادگستري‏ است‏. تشكيل‏ دادگاه‏ ها و تعيين‏ صلاحيت‏ آنها منوط به‏ حكم‏ قانون‏ است‏.

رييس قوه قضاييه كيست و چگونه و براي چه مدت انتخاب مي شود؟
براساس اصل 157 قانون اساسي، به‏ منظور انجام‏ مسئولیت‏ هاي‏ قوه‏ قضاييه‏ در كليه‏ امور قضايي‏ و اداري‏ و اجرايي‏ مقام‏ رهبري‏ يك‏ نفر مجتهد عادل‏ و آگاه‏ به‏ امور قضايي‏ و مدير و مدبر را براي‏ مدت‏ پنج‏ سال‏ به‏ عنوان‏ رييس‏ قوه‏ قضاييه‏ تعيين‏ مي‏ نمايد كه‏ عالي ترين‏ مقام‏ قوه‏ قضاييه‏ است.
وظايف رييس قوه قضاييه چيست؟

براساس اصل 156 قانون اساسي، وظايف قوه قضاييه عبارتند از:
1 - رسيدگي‏ و صدور حكم‏ در مورد تظلمات‏، تعديات‏، شكايات‏، حل‏ و فصل‏ دعاوي‏ و رفع خصومات‏ و اخذ تصميم‏ و اقدام‏ لازم‏ در آن‏ قسمت‏ از امور حسبيه‏، كه‏ قانون‏ معين‏ مي‏ كند.
2 - احياي‏ حقوق‏ عامه‏ و گسترش‏ عدل‏ و آزادي هاي‏ مشروع‏.
3 - نظارت‏ بر حسن‏ اجراي‏ قوانين‏.
4 - كشف‏ جرم‏ و تعقيب‏ و مجازات‏ و تعزير مجرمين‏ و اجراي‏ حدود و مقررات‏ مدون‏ جزايي‏ اسلام‏.
5 - اقدام‏ مناسب‏ براي‏ پيشگيري‏ از وقوع‏ جرم‏ و اصلاح‏ مجرمين‏.


براساس اصل 156 قانون اساسي قوه‏ قضاييه‏ قوه‏ اي‏ است‏ مستقل‏ كه‏ پشتيبان‏ حقوق‏ فردي‏ و اجتماعي‏ و مسئول‏ تحقق‏ بخشيدن‏ به‏ عدالت است.


به گزارش دفتر اطلاع رسانی مرکز پژوهش های مجلس دفتر مطالعات حقوقی این مرکز در یک اظهارنظر کارشناسی پیرامون طرح استفساریه ماده 32 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب (در امور مدنی) مصوب سال 1379 پیرامون حضور نماینده بانک های غیردولتی نمی توانند از نماینده حقوقی در محاکم استفاده کنند زیرا: اولاً استفاده از نماینده حقوقی در محاکم یک حکم استثنایی و برخلاف قاعده و اصل، استفاده از وکیل رسمی دادگستری در محاکم بوده و بدیهی است که درصورت شک در شمول استثنا باید به اصل رجوع نمود، ثانیاً هر چند واژه «بانک» در ماده 32 قانون آیین دادرسی مدنی اطلاق دارد، لکن تردیدی نیست که حجیب اطلاق در صورتی است که قرینه ای در میان نباشد، این درحالی است که قرائن متعددی وجود دارند که نشان می دهند مقصود قانونگذار از «بانک» در ماده 32 قانون آیین دادرسی «بانک دولتی» می باشد، از جمله این که مصادیق ذکر شده بعنوان موضوع ماده 32 تماماً مؤسسات غیرخصوصی (دولتی) هستند.

 

نظریه شماره 245/7-1391/12/13 درصورتی که زندانی در پایان مرخصی خود را به زندان معرفی نکند، طبق ماده 140قانون آیین دادرسی دادگاه ها در امور کیفری و لحاظ رأی وحدت رویه 680 مورخ 1386/5/25 هیأت عمومی دیوان عالی کشور، به وثیقه گذار اخطار می شود، چنانچه در مهلت قانونی زندانی را معرفی ننماید، با ارسال پرونده به اجرای احکام کیفری، تا مطابق مقررات قانون اجرای احکام مدنی، متعاقب دستور ضبط توسط دادستان، با انجام مزایده در صورتی که مورد وثیقه ملک باشد بدواً وجوه حاصله از فروش مورد وثیقه، به منظور پرداخت محکوم به، به محکوم له تأدیه می شود و مازاد آن به نفع دولت ضبط می گردد.

استفتائات تقليد آيا ماهيت عقد ضمان نقل ذمه به ذمه است يا ضم ذمه به ذمه؟ اگر نقل ذمه به ذمه است عقودي که مفاد ضم ذمه ....
آيا ماهيت عقد ضمان نقل ذمه به ذمه است يا ضم ذمه به ذمه؟ اگر نقل ذمه به ذمه است عقودي که مفاد ضم ذمه به ذمه را ذيل عنوان ضمان دارند باطل اند يا از طرقي چون شرط ضمن عقد يا غيرمعين دانستن عقد
ايا ماهيت عقد ضمان نقل ذمه به ذمه است يا ضم ذمه به ذمه؟ اگر نقل ذمه به ذمه است عقودي که مفاد ضم ذمه به ذمه را ذيل عنوان ضمان دارند باطل اند يا از طرقي چون شرط ضمن عقد يا غيرمعين دانستن عقد (با پذيرش غيرتوفيقي بودن عقود) قابل پذيرش اند؟
ضمان، متعهد شدن به مالي است که در ذمه بدهکار است و آن عقدي است که از طرف ضامن لازم است و بعد از وقوع آن حق فسخ آن را ندارد.
طبق فتواي امام خميني(س) ضمان نقل ذمه به ذمه است، ايشان در مسئله 3 بحث ضمان چنين مي فرمايند: درصورتي که ضمان با تمام شرايطش تحقق پيدا کند، حق از ذمه مضمون عنه (بدهکار) به ذمه ضامن منتقل ميشود و ذمه مضمون عنه بري ميشود
البته اگر بدهکار بدهي خود را بپردازد ذمه ضامن بري ميگردد

آيا ارسال يک عکس مستهجن در تلگرام به دوست خود که هيچ شکايتي ندارد جرم محسوب ميشود؟
فردي که اقدام به ارسال اين محتويات از جمله عکس، فيلم، صوت و .... مستهجن مي کند و گاهي در گروه منتشر ميکند، بايد گفت در هردوصورت طبق قانون جرايم رايانه اي، عمل فوق جرم است اما مجازات متفاوتي دارد.
اگر به دوست خود يا در گروهي که کمتر از 10 نفر است ارسال کند به جزاي نقدي محکوم مي شود.
اگر به 10 نفر يا بيشتر ارسال کند به حبس يا جزاي نقدي يا هردوي آنها محکوم خواهد شد يعني هم حبس و هم جزاي نقدي.
توجه کنيد که لازم نيست کسي از فرد ارسال کننده شکايت کند بلکه اين جرم، جرم غيرقابل گذشت است و درصورت مشاهده توسط مقام هاي قضايي و انتظامي، متهم تحت تعقيب قرار خواهد گرفت. ماده 742 مجازات و تبصره 2 آن.


در تعهد کردن گاهي در قراردادها وجهي به عنوان وجه التزام آورده مي شود که به منظور تامين خسازت عدم انجام تعهد يا تاخير آن مقرر مي شود


از راه هاي رسيدگي فوق العاده به پرونده هاي مدني، کيفري است که حکم قطعي در مورد آنها صادر شده است.


در امور حقوقي هر گاه خواهان (مدعي) از دعوي خود با رضايت خودش از دادخواست و ادعايش صرفنظر کند اصطلاحاً گفته مي شود که خواهان دعوايش را مسترد کرده است.

 

در معاملات عبارتست از کسري که صورت آن تفاوت قيمت صحيح و معيب روز تقويم مال مورد معامله و مخرم آن کسر، قيمت صحيح روز تقويم مي باشد هر گاه اين کسر ضرب در قيمت بهاي روز وقوع عقد نشود حاصل اين ضرب را ارش مي گويند و در امور کيفري هر گاه در قانون براي عضوي ديه مقرر و تعين نشده باشد براي آن عضو توسط کارشناس يا قاضي ارش تعيين مي شود براي مثال دست داراي ديه معين است  ولي طحال داراي ديه مشخص نمي باشد و قاضي براي آن ارش تعيين مي کند.


حقي است براي ملک شخصي در ملک ديگري مانند حق عبور آ ب از ملک غير و حق گشودن ناودان در زمين ديگري


ياد آوري کردن رسمي يک يا چند موضوع در حدود مقررات به مخاطب است مانند اخطاريه براي حضور در دادگاه حقوقي يا ارائه اصول اسناد در دادگاه يا براي پرداخت ماليات توسط اداره دارايي.


هر گاه مال غير منقول قابل تقسيمي مانند خانه، زمين و... بين دو نفر مشترک باشد و يک نفر از شرکاء سهم خودشرا به شخص ثالثي بفروشد. شريک ديگر حق دارد به اندازه وجهي که شخص ثالث پرداخته، به او بدهد و کل مال را تملک کند. و شخص ثالث نقشي در اعمال اين حق از سوي شريک ندارد از اين رو در معامله مال غير منقول که داراي شريک است بايد توجه کرد که شريک حق اعمال اخذ به شفعه را دارد..


ورقه اي است که تحت تشريفات خاصي قانوني در مراجع قضائي يا اداري مانند ادراه ثبت اسناد و املاک تهيه مي شود و مفاد آن متضمن دستور دادگاه به انجام موضوع آن است براي مثال حکم دادگاه مبني بر پرداخت سه ماه اجاره بهاي معوقه يا تخليه ساختمان مسکوني يا الزم به تنظيم سند رسمي و...


عقدي است که به موجب آن يک طرف که موجر ناميده مي شود و منافع عين مالي را (چه غير منقول مانند خانه و چه منقول مانند خودرو) به ازاي دريافت اجاره بها به طرف ديگر که مستاجر ناميده مي شود منتقل مي کند. اگر شخص منافع و نيروي کار خود را به ازاي دريافت اجرت در اختيار ديگري قرار دهد به او اجير و به استفاده کننده مستاجر مي گويند


از بين بردن مال ديگري را گويند، چه قسمتي از يک مال باشد و چه تمام آن، با اتلاف مال ديگري براي اتلاف کننده مسئوليت مدني ايجاد مي شود چه تلف عمدي چه غير عمدي باشد. يعني فرقي نمي کند کسي عمداً خانه ديگري را آتش بزند يا با روشن کردن آتش بيش از حد متعارف در حيات منزل خود بدون آنکه قصد آتش سوزي منزل ديگري را داشته باشد آتش به خانه ديگري سرايت کرده و موجب اتلاف گردد.


رساندن اوراق دعوي مانند اخطاريه، اجراي حکم، اجراء سند و... به اطلاعت شخص يا اشخاص معين با رعايت تشريفات قانوني


تضميني است که خواهان از اموال خوانده قبل از صدور کم به نفع خودش از دادگاه مي خواهد


صورت براوري دادگاه از دلايل اثبات دعوي قبل از طرح و اقامه دعوي به منظور جلوگيري از زوال و از بين رفتن دلايل است که به درخواست خواهان به عمل مي آيد. براي مثال براي بررسي ميزان پيشرفت کار ساختمان در زمان پي کني و عدم انجام به موقع آن از سوي پيمانکار، کارفرما مي تواند با تامين دليل آن را براي آينده حفظ کرده و براي مطالبه خسارت استناد کند.


ندادن خرج و مخارج اشاص واجب النفقه در صورت داشتن استطاعت را گويند. در مورد زن اگر شوهر استطاعت نداشته باشد و زن از او تمکين کند و در عين حال شوهر نه او را طلاق دهد و نه نفقه را بپردازد جرم ترک انفاق محقق مي شود.


عبارتست از اينکه مالي در اختيار کسي باشد و او بتواند نسبت به مال تصميم گيري کند


قلع موقت اجراي حکم، يا قرار به دستور مقام صلاحديد پس از شروع به اجراء


توقيف مال مديون يا محکوم عليه از طريق اجراء ثبت يا اجراي احکام. دادگستري اين توقيف مانع از تصرف مالک در مال خود مي باشد. ثالث: شخص ديگري غير از طرفين قرارداد.


تازيانه را گويند و اگر مجازات حدي کامل باشد صد تازيانه است مثل حد زناي مردي که همسر ندارد


چکي است که صادر کننده اش در تاريخ سر رسيد وجه اعتباري نزد بانک نداشته و يا اگر دارد کمتر از ميزان مندرج در چک مي باشد

حبس:
در امور مدنی نوعی عقد است که شبیه وقف می باشد ولی با وقف تفاوتهایی دارد برای مثال در حبس ملک از مالکیتحبس کننده خارج نمی شود. در واقع حبس نوعی حق  انتفاع از ملک دیگری را تحت شرایطی ایجاد می کند و اما در امور کیفری حبس نوعی مجازات است که آن را مترادف با زندان می دانند.

جعل مدرک تحصیلی

 جعل مدرک تحصیلی چه مجازاتی دارد؟ هرکس مدارک اشتغال به تحصیل یا  فارغ‌التحصیلی یا تاییدیه یا ریز نمرات تحصیلی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی‌ و  تحقیقاتی داخل یا خارج از کشور یا ارزش نامه‌های تحصیلات خارجی را جعل کند یا با  علم به جعلی بودن، آن ها را مورد استفاده قرار دهد، علاوه بر جبران خسارت، به حبس  از ۱ تا ۳ سال محکوم خواهد شد. در صورتی که مرتکب، یکی از  کارکنان وزارتخانه‌ها یا سازمان‌ها و موسسات وابسته به دولت یا شهرداری‌ها یا  نهادهای انقلاب ‌اسلامی باشد یا به نحوی از انحا در امر جعل یا استفاده از مدارک و  اوراق جعلی شرکت داشته باشد، به حداکثر مجازات محکوم می‌شود

جعل اسکناس
یک کارشناس حقوق جزا و جرم‌شناسی یکی از مصادیق جرم جعل را  که برای آن مجازات شدیدی در نظر گرفته شده است، جرم جعل اسکناس می‌داند. هر کس اسکناس رایج داخلی یا خارجی یا اسناد بانکی‌ نظیر برات‌های  قبول شده از طرف بانک‌ها یا چک‌های صادره از طرف بانک‌ها و سایر اسناد تعهدآور  بانکی و نیز اسناد یا اوراق بهادار یا حواله‌های صادره از خزانه را به قصد اخلال در وضع پولی ‌یا بانکی یا اقتصادی یا برهم زدن نظام و امنیت سیاسی و اجتماعی، جعل یا  وارد کشور کند یا با علم به مجعول بودن استفاده کند، چنان چه مفسد و محارب شناخته نشود، به حبس از ۵ تا ۲۰ سال محکوم می‌شود

جعل معنوی
جعل معنوی یا مفادی است که مربوط می‌شود به مواردی که در تقریر یک مطلب  تحریف صورت می‌پذیرد، مانند موردی که منشی دادگاه در موارد نگارش صورت جلسه امری را که صحیح است، باطل جلوه دهد یا بالعکس.

ماده ۵۳۴ قانون تعزیرات : هر یک از کارکنان ادارات دولتی و مراجع قضایی و ماموران به خدمات عمومی که در تحریر نوشته‌ها و قراردادهای‌ راجع به وظایفشان مرتکب جعل و تزویر شوند، اعم از این که‌ موضوع یا مضمون آن را تغییر دهند یا گفته و نوشته‌ یکی از مقامات‌ رسمی، مهر یا تقریرات یکی از طرفین را تحریف کنند یا امر باطلی ‌را صحیح یا صحیحی را باطل یا چیزی را که به آن اقرار نشده است ‌اقرار شده جلوه دهند، علاوه بر مجازات‌های اداری و جبران خسارت وارده، به حبس از ۱ تا ۵ سال یا ۶ تا ۳۰ میلیون ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.
لازم به ذکر است که جعل معنوی در برابر جعل مادی است. در خصوص عناصر مادی جرم جعل مادی و مجازات آن نیز باید گفت هر یک از کارمندان و مسئولان دولتی که در اجرای وظیفه خود در احکام و تقریرات و نوشته‌ها و اسناد و سجلات و دفاتر و غیر آن‌ها از نوشته‌ها و اوراق رسمی تزویر کنند، اعم از این که ‌امضا یا مهری را ساخته یا امضا یا مهر یا خطوط را تحریف کرده یا کلمه‌ای الحاق کند یا اسامی اشخاص را تغییر دهد، علاوه بر مجازات‌های اداری و جبران خسارت وارده، به حبس از ۱ تا ۵ سال ‌یا به پرداخت تا ۳۰ میلیون ریال جزای نقدی محکوم خواهد شد. این موضوع در ماده ۵۳۲ قانون مجازات اسلامی پیش‌بینی شده است.

جرم جعل
اسناد از توان اثباتی زیادی برخوردار هستند و برای این که به اصالت این اسناد  لطمه‌ای وارد نشود، جرمی به نام جعل در قانون پیش‌بینی شده است. این جرم در بخش تعزیرات از قانون مجازات اسلامی برای حمایت از اعتبار و اصالت اسناد جرم‌انگاری شده است. .
در ادامه در گفت‌وگو با کارشناسان فروض مختلف این جرم را بررسی می‌کنیم و  مجازات‌هایی که برای آن ها در نظر گرفته شده است بیان می‌کنیم.


 ماده 12 قانون ثبت احوال کشور در خصوص ثبت ولادت
ولادت هر طفل در ایران اعم از اینکه پدر و مادر طفل ایرانی یا خارجی باشند باید بنماینده یا مأمور ثبت احوال اعلام شود و ولادت اطفال ایرانیان مقیم خارج از کشور بمأمور کنسولی ایران در محل اقامت و اگر نباشد به نزدیکترین مامور کنسولی و یا سازمان ثبت احوال کشور اعلام می شود
•  هر یک از اشخاص زیر می توانند با مراجعه به ادارات ثبت احوال نسبت به اعلام ولادت و اخذ شناسنامه نوزاد اقدام نمایند .

چگونگی تعویض شناسنامه در قبال ارایه شناسنامه
تعویض شناسنامه در هر یک از حالات زیر صورت می گیرد:
1- تعویض شناسنامه های نمونه قدیم دراجرای قانون ثبت احوال
  الف) با ارائه شناسنامه نمونه قدیم
  ب) بدون ارائه شناسنامه نمونه قدیم

توقیف اموال غیر‌منقول
چگونگی توقیف اموال غیرمنقول، کاملاً با توقیف اموال منقول متفاوت است؛ مقررات مربوط به توقیف اموال غیر‌منقول را می‌توان در چند بخش، مورد بررسی قرار داد که عبارتند از:

توقیف اموال منقول
اموال منقولی که خارج از محل سکونت یا محل کار محکوم‌علیه باشد، در صورتی توقیف می‌شود که دلایل کافی برای تعلق این اموال به محکوم‌علیه در دسترس باشد.اگر مال منقول در تصرف شخص دیگری غیر از محکوم‌علیه باشد و آن شخص نسبت به آن ادعای مالکیت داشته باشد یا اینکه شخص متصرف (شخص ثالث) آن مال را متعلق به دیگری معرفی کند، به عنوان مال محکوم‌علیه توقیف نخواهد شد البته اگر خلاف ادعای متصرف ثابت شود، او مسئول جبران خسارت محکوم‌له خواهد بود

اقسام قتل
    قسم اول: قصد قتل دارد با ابزارى كه غالبا كشنده است.
    قسم دوم: قصد قتل دارد با ابزارى كه نادرا كشنده است.
    قسم سوم: قصد قتل ندارد بلكه قصد فعلى ديگر مثل ضرب مى‏نمايد لكن با ابزارى كه غالبا كشنده است.
    قسم چهارم: قصد قتل ندارد، لكن با ابزارى كه نادرا كشنده است، فعلى انجام مى‏دهد.
    قسم پنجم: نه قصد قتل دارد و نه نسبت به اين شخص، فعلى انجام مى‏دهد. مثلا مى‏خواهد به گنجشكى بزند، اتفاقا به شخصى اصابت مى‏كند و سبب قتل او مى‏شود.
ازصور مذكور، سه قسم اول را مشهور فقها، از اقسام قتل عمد دانسته‏اند، و قسم چهارم مورد اختلاف است، اما نوعا آن را شبه عمد دانسته‏اند . 

مجازات جعل اسکناس از حبس تا اعدام متنوع است؛
يک جرم و سه مجازات
گروه حقوقي- پشت ويترين بسياري از مغازه‌ها، مي‌توانيد اسکناس‌هايي را ببينيد که گوشه‌هاي آن سوراخ شده و در معرض ديد مشتريان قرار داده شده است. اين اسکناس‌ها جعلي هستند و الصاق آن در مقابل چشم مشتريان، هشداري است به اينکه مغازه‌دار نسبت به اصالت اسکناس‌هايي که به او داده مي‌شود هوشيار است.

جعل چيست و جاعل چه کسي است؟
قوانين کيفري و ازجمله قانون مجازات اسلامي، ارتکاب اعمالي که محتويات و مندرجات اسناد و نوشته‌ها يا امضاي آنها را مخدوش نمايد، جرم دانسته و عنوان «جعل» به آن اعطا و براي آن مجازات تعيين کرده است. براي آشنايي با تعريف اين جرم، روش مختلف وقوع آن، مجازات و نحوه تشخيص سند جعلي، توجه به نکات ذيل ضروري است.

آيا مجازات کسي که به پيامبر و امامان توهين کند اعدام است؟
در برخي از روايات آمده است؛ امامان(ع) در برابر کساني که به آنان يا به امامان قبل از آنان ناسزا مي‌گفتند گاهي سکوت و گاهي نيز با نرمي و ملاطفت برخورد مي‌کردند، در حالي‌که مجازات ساب النبي و امامان(ع)، قتل و کشتن است نه مدارا کردن و ملاطفت.
براي دست‌يابي به پاسخ لازم است مجازات ساب النبي و شرايط اجراي آن مورد بررسي قرار گيرد، آن‌گاه فلسفه برخورد امامان روشن خواهد شد.

قانون "توهين" به مقدسات اسلامي و مقامات رسمي كشور
عنصر قانوني جرم توهين در قوانين جاري عبارت است از مواد 513 قانون مجازات اسلامي تحت عنوان توهين به مقدسات و...، ماده 514 توهين به بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي و... ماده 608 توهين به اشخاص حقيقي، ماده 609 توهين به روساي قواي سه گانه و سايرمقامات و... ماده 700 تحت عنوان هجو افراد و ماده  26 قانون مطبوعات، تحت عنوان توهين به دين مبين اسلام و مقدسات توسط مطبوعات، ماده 619 تحت عنوان توهين به زنان و اطفال.

قتل‌های عمدی که موجب قصاص نیست
این موارد مربوط به حالتی است که قانونگذار به علت وجود برخی ویژگی‌ها در قاتل یا مقتول، مرتکب قتل عمد را مستوجب قصاص نمی‌داند و از ابتدا با واکنشی متفاوت از قصاص با او مواجه می شود. لذا این موارد را باید از سقوط قصاص متمایز دانست.
الف) قاتل پدر یا جدّ پدری مقتول باشد

وظایف و ویژگی های یک وکیل خوب
1- اولین وظیفه وکیل این است که دست از گفتن چیزهای غلو آمیز و نشدنی بردارد. امانت اقتضاء دارد که واقعیت به موکل گفته شود.
2- وظیفه دوم در رابطه با موکل، لازم است نتایج امر وکالت را طوری که تشحیص میدهد به موکل اعلام کند و نگوید صددرصد برنده است. مثل جراح باید توضیح دهد و بگوید چه مسائلی ممکن است در ضمن دادرسی پیش بیاید و چه اشکالاتی ممکن است پیش بیاید و چقدر شانس دارد.


کپی رایت © 2019 - الهام آریان کیان | طراحی سایت دارکوب - میزبانی هاست دارکوب