مفهوم قتل:
قتل هميشه جرم بوده ودر رأس همه جرايم است. همچنين قتل از جرايمي است كه هميشه مورد تعقيب قرار مي گرفته و رقم سياه در آن بسياركم است. مفهوم لغوي قتل يعني كشتن ولي مفهوم اصطلاحي يعني سلب حيات از يك انسان بدون مجوز قانوني و يا سلب حيات از انساني كه مورد حمايت قانون است.

حد شرعي لواط
 عمل نزديكي و دخول از دبر (پشت) را بين دو جنس مذكر لواط مي گويند كه اين عمل حرام و از گناهان كبيره است و چنانچه نزد قاضي شرع ثابت شود، حكم اعدام براي فاعل و مفعول جاري مي شود. لواط اگر نزد حاكم شرع و دادگاه اسلامي ثابت شود در صورتي كه مرتكب شونده بالغ و عاقل و آزاد و از روي اراده و اختيار و علم به مسئله شرعي اين اعمال را انجام داده حد دارد. حد لواط كشتن به يكي از سه طريق است: سوزاندن، پرتاب كردن از كوه كشتن كه هر كدام را حاكم صلاح بداند اجراء مي كند و اگر شخص بدون توبه بميرد عقوبت سخت در انتظار اوست واز نظر حكم شرعي مادر و خواهر و دختر پسري كه لواط داده بر لواط كننده حرام است يعني نمي تواند با اينها ازدواج كنداگر چه لواط دهنده و لواط كننده بالغ نباشند البته در صورتي كه دخول شده باشد ولي اگر گمان كند كه دخول شده يا شك كند كه دخول شده يا نه بر او حرام نمي شو ند ولي بعضي از مراجع مي گويند كه اگر لواط كننده بالغ نباشد موجب حرمت نمي شود بايد به فتواي مرجع تقليد خودتان رجوع كنيد

لواط چيست؟
منظور از لواط کردن چيست؟
پاسخ اجمالي
لواط با ادخال تمام حشفه مرد در دُبر مرد ديگر محقق مى‏شود‏ اين گناه از بزرگترين گناهان است که خداوند در قرآن، خبر از عذاب و هلاکت قوم لوط به علت ابتلا به اين گناه، را داده است.گناه بزرگي که در بعضي از روايات از آن به “کفر به خداوند” ياد شده است. براي اين گناه، مجازات و حدود سنگيني از جمله قتل و اعدام تعيين شده است. ..
مسلماً خداوند توبه حقيقي را قبول مي کند اما از اين حقيقت نبايد غافل شد که عمل شنيع لواط آثار وضعي خاصي (مثل حرمت ازدواج فرد لواط کننده با دختر و خواهر و مادر فردي که با او لواط انجام داده است) را به دنبال دارد که حتي با توبه حقيقي آن آثار بر طرف نخواهد شد.

 قتل شبه عمد
اگر مي‌خواهيد با تعريف قتل شبه عمد نيز در قانون مجازات اسلامي جديد آشنا شويد و براساس آن براي گرفتن حق يا انتقام از قاتل اقدام کنيد، بايد بدانيد که در ماده289 قانون مجازات اسلامي جديد، به قتل شبه عمد اشاره شده است. طبق تعريف اين ماده « اگر مرتکب نسبت به مجني‌عليه قصد رفتاري را داشته باشد که کشنده نيست و قصد جنايت واقع شده را نيز نداشته باشد، موضوع از موارد تعريف جنايات شبه عمد است». اما در اين ميان بايد به يک نکته توجه شود، درست است که قصد کشتن وجود ندارد و عملي هم که صورت گرفته، کشنده نبوده است؛ اما به طوراتفاقي موجب جنايت شده است. براي اين نوع قتل مي‌توان اقدام والدين براي تنبيه نامتعارف فرزند را که به قتل او منجرمي شود، مثال زد. در اين عمل والدين قصد کشتن فرزندشان را ندارند اما با تنبيه نادرست خود، اتفاقي باعث مرگ او مي‌شوند. همچنين پزشکي که به معالجه بيماري مشغول است؛ اما در اين بين عملي کند که باعث مرگ بيمار مي‌شود، نيز مرتکب قتل شبه عمد شده است.

«قتل عمدي سلب عمدي حيات از ديگري برخلاف قانون است» به بيان بهتر، به سلب حيات اشخاص با اراده و اختيار قتل عمد گفته مي‌شود. با وجود اينکه حقوق دانان تعاريفي را در زمينه قتل و انواع آن ارائه داده‌اند، قانون مجازات اسلامي در تعريف قتل عمدي ساکت مانده و صرفاً به ذکر مصاديتي از اين نوع قتل (قتل عمدي) بسنده نموده است.
   بنابر ماده291ق.م.ا: «جنايت در موارد زير عمدي محسوب مي‌شود:
    1- هرگاه مرتكب با انجام كاري قصد ايراد جنايت بر فرد يا افرادي معين يا فرد يا افرادي غير‌معين از يك جمع را داشته باشد و در عمل نيز جنايت مقصود  واقع شود، خواه كار ارتكابي نوعاً موجب وقوع آن جنايت بشود، خواه نشود.
    2- هرگاه مرتکب، عمداً كاري انجام دهد كه نوعاً موجب جنايت واقع شده، مي‌گردد، هرچند قصد ارتکاب آن جنايت را نداشته باشد.
   3- هرگاه مرتکب قصد ارتکاب جنايت را نداشته و كاري را هم كه انجام داده است‌، نسبت به افراد متعارف نوعاً موجب جنايت واقع شده، نمي‌شود، لكن درخصوص مجني‌عليه، به علّت بيماري، ضعف، پيري يا هر وضعيت ديگر ويا به علت وضعيت خاص مکاني يا زماني نوعاً موجب آن جنايت مي‌شود، مشروط بر آن‌كه مرتکب به وضعيت نامتعارف مجني عليه يا وضعيت خاص مکاني يا زماني آگاه و متوجه باشد.
4- هرگاه مرتکب قصد ايراد جنايت داشته باشد، بدون آن‌كه فرد يا جمع معيني مقصود ويباشد، و در عمل نيز جنايت مقصود  واقع شود. مانند بمب گذاري در اماکن عمومي».
     

حد شرب خمر
حد شرب مسکر در دفعه اول و دوم 80 تازیانه و در بار سوم اعدام است. در شرب مسکر علاوه بر اجرای حد، حاکم می‌تواند جزای تکمیلی برای او قایل شود مثلاً شارب مسکر در روز ماه مبارک رمضان را علاوه بر اقامه حد به تبعید نیز محکوم نماید
کیفیت اجرای حد شرب خمر
ماده 177 ق. م .ا: «حد وقتی جاری می‌شود که محکوم از حال مستی بیرون آمده باشد.»
‌یکی از هدفهای مهم مجازات تنبیه مجرم است تا بار دیگر مرتکب جرم نشود و لذت جرم ارتکابی نیز با ضربه‌های تازیانه از بین برود و این هدف در صورتی تأمین می‌شود که مجرم در حالت هوشیاری باشد و درد مجازات را کاملاً احساس نماید، بنابراین در وقتی که مجرم هوشیار نیست تازیانه به او زده نمی‌شود.

 
شرب خمر چيست؟
مسکر وخمر وشراب به يک معني مي باشد و آن مايعي است که خاصيت مست کنندگي دارد مسکر از جهت خاصيت آن که مست کننده است شناخته مي شود وترکيب آن که شيميايي باشد يا گياهي تاثيري در شناخت آن ندارد خوردن مسکر موجب حد است اعم از آنکه کم باشد يا زياد مست کند يا نکند حد شرب خمرهشتاد ضربه تازيانه است .

روش هاي کشف اصالت يا جعليت اسناد
جرم جعل را از حيث کارفني پليس علمي يا کشف علمي جرائم به سه دسته تقسم بندي ميکنند:
 الف ) جعل امضاء و نوشته .
ب) جعل اسناد ، مدارک ، کارت هاي شناسايي و...
ج) جعل اوراق بهادر نظيرکوپن ، اسکناس ، ارز، بليط خط واحد و..

شرايط سند رسمي
ازتعريف مندرج درماده 1287 قانون مدني ميتوان دريافت که سند رسمي داراي شرايط ذيل است :
1- تنظيم سند به وسيله ماموررسمي .
2- صلاحيت مامور درتنظيم سند .
3- رعايت مقررات مربوط به تنظيم سند .

رعايت مقررات قانوني درتنظيم سند :
تنظيم سند رسمي داراي تشريفاتي است بشرح ذيل :
 1 ) تشريفاتي که عدم رعايت آن سند را از رسميت مي اندازد مانند ضرورت امضاء سند توسط مامور رسمي يا عدم الحاق تراشيدن و خراشيدن مفاد آن که همگي مستند به قوانين موضوعه بوده و عدم رعايت هر يک ازآنها سند را ازاعتبار مقرر قانوني خارج مي سازد.
2) تشريفاتي که عدم رعايت آن موجب عدم اعتبار رسمي سند نمي باشد.
اين تشريفات جزو ارکان اساسي سند نبوده و عدم رعايت آن ممکن است تخلف اداري محسوب گردد ، يا حتي دربرخي موارد اصلاح و انطباق سند با قانون قابل تدارک است مانند تمبر سند که عدم الصاق آن موجب عدم اعتبار سند نبوده و الصاق بعدي آن ممکن و ميسر است .

مصاديق جرم جعل به موجب قانون عبارت است از:
الف) تحصيل غافل‌گيرانه امضاي واقعي:
هرگاه به طور غافل‌گيرانه و توأم با قصد تقلب از شخصي امضا گرفته شود، هر چند که امضاء، واقعي مي‌باشد ولي دو شرط تقلب و غافل‌گيرانه بودن موجب مي‌شود که جرم جعل تحقق پيدا کند.
ب) تراشيدن و خراشيدن: خراشيدن، از بين بردن يک جزء کلمه است مثل اين‌که واژه حسين را به حسن تبديل کند ولي تراشيدن، از بين بردن تمام کلمه است.
ج) قلم بردن در نوشته: تغيير و تبديل حروف و کلمات يا ارقام موجو د، بدون اين‌که کلمه يا رقم جديدي اضافه شود مثل اين‌که عدد 1 را به 2 يا 3 تبديل کند.
د) اثبات در نوشته: اعتبار بخشيدن به سند يا نوشته باطل از طريق پاک کردن و از بين بردن علامت بطلانِ سند يا کلمه باطل از روي سند است.
ه‍ ) الحاق و الصاق: در الصاق، حداقل دو نوشته متفاوت از يک شخص به همديگر وصل و چسپانده مي‌شود به طوري که در نظر اول يک سند به حساب مي‌آيند ولي در الحاق، رقم يا حرف يا کلمه‌اي در متن يا حاشيه يک سند اضافه مي‌شود.

جعل اسناد در ايران
درايران، جعل يک سند، دردو شکل اساسي، بصورت «جعل مادي» و «جعل معنوي» تعريف مي‌شود.جعل مادي به تغيير ظاهري يک سند با استفاده از روش‌هاي فيزيکي مانند برش يا تراش آن گفته مي‌شود وجعل معنوي به تغيير مفاد يک سند اطلاق مي‌گردد
در قوانين ايران هر تغييري در اسناد جرم نيست بلکه تغيير با حيله و نيرنگ و باعث ضرر به ديگري جعل اسناد محسوب مي‌شود. مواد 523 تا 542 قوانين مجازات اسلامي درايران مجازات‌هايي را براي جاعلين اسناد درنظر گرفته‌است .اين مجازات‌ها شامل مجازات‌هاي نقدي و زندان مي‌شود و در مواردي از جمله جعل دستخط رهبر و ديگر مقامات ايران، جعل چک ويا اسناد ادرات حکومتي ويا مدارک تحصيلي، اعمال مي‌شود. مجارات جعل مدارک فارغ التحصيلي دانشگاه‌ها داخل يا خارج از ايران يا استفاده از اين اسناد مجعول به استناد ماده 527 قانون مجازات اسلامي حبس از يک سال تا 3 سال مي‌باشد.

بررسي جرم اهانت در قانون ايران:
1) اهانت به اشخاص حقيقي
در ماده (608 ق.م.ا) راجع به هتک حرمت اشخاص آمده است «توهين به افراد از قبيل فحاشي و استعمال الفاظ رکيک چنانچه موجب حد قذف نباشد موجب مجازات شلاق تا(74) ضربه و يا پنجاه هزار ريال تايک ميليون ريال جزاي نقدي خواهد بود.» با استناد به ماده (727) قانون مزبوراهانت به اشخاص از جرائم قابل گذشت، محسوب مي شود.

توهين به مقدسات
الف) چيستي مقدسات
قانون گذار از مقدسات تعريفي ارائه نداده است و در منابع فقهي و حقوقي نيز غير از ذکر مصاديق، تعريفي روشن بيان نگرديده است. در کتب لغت نيز تعريف مقدسات در هاله ي از ابهام است و فقط به تعريف از مفرد آن اکتفاء شده است.
توهين به مقدسات ديني بيش از هرجاي ديگر در مطبوعات مورد دارد، در قانون مصوب سال 1375، در ماده (513) اين قانون آمده است:

فرق توهين و افتراء
آنچه توهين و افتراء را به هم پيوند و اشتراک مي دهد هتک حيثيت طرف جرم است. مع الوصف اين دو از جهاتي از هم جدا هستند:
1 – توهين غالبا بوسيله الفاظ و گفتار و کردار و حرکات رکيک واقع مي شود و اين قبيل اعمال تمثيلي است و تشخيص آن با عرف است در حاليکه افتراء با استفاده از دلائل مخصوص اوراق چاپي يا خطي تشريفات و امثال آن که در قانون عمل مجرمانه تصريح شده است.
2– توهين بويژه فحاشي از جرائم صرفا مادي است و تحقق آن موکول به اثبات قصد مجرمانه است، چه اينکه در توهين و فحاشي قصد مجرمانه همواره مفروض و مفروغ عنه است و نيازمند اثبات نيست بلکه نوعي الفاظ و اعمال کاشف از وجود قصدمجرمانه است ليکن در افتراء تحقق قصد مجرمانه، شرط اصلي و قوع جرم است.
3 – توهين عملا بصورت حضوري است و موارد غيابي آن نادر است در حاليکه افتراء غالبا بدون حضور طرف است.

توهين
توهين از يک سو ساده ترين، کم اهميت ترين جرائم و از سوي ديگر پر ما جرا ترين و يکي از فراوان ترين جرائم ممکن بشمار مي رود، بار ها ديده شده که يک توهين ايجاد تحريک و احساسات نموده و طرف را وادار به ضرب و جرح و حتي قتل نموده است.
توهين در لغت، سست گردانيدن است (الاهانة الاستخفاف) و توهين کردن و در اصطلاح قضايي، نسبت دادن هر فعل و ترک فعلي است که عرفا مخالف حيثيت و احترام طرف تلقي گردد. عنوان توهين يک عنوان کلي است و فحاشي يکي از مصاديق آن است.
فحش در اصطلاح، به هر کلام زشت و مستهجن و قبيحي گفته مي شود که باعث اذيت و آزارشنونده گردد، فحش و ناسزا گفتن در لغت به معني خارج شدن از حد اعتدال در گفتار است. و در اصطلاح، فحاشي به هر کلامي زشتي اطلاق مي گردد که براي تحقير، توهين و کسرشأن طرف، بکار برده شودک همچنين توهين شامل افتراء نيز مي شود.

سب
سب، در لغت، به معني دشنام، فحش دادن و ناسزا گفتن است. اما در اصطلاح روائي، فقهي و حقوقي، سب، معناي ويژه اي دارد و به ناسزا گوئي خاصي اطلاق مي گردد سب در روايات، منابع فقهي و حقوقي، عبارت از اين است که: کسي پيامبراعظم عليه السلام يا يکي از ائمه مهدي(عليهم السلام) و همچنين حضرت فاطمه زهرا را ناسزا بگويد در اين صورت، دشنام دهنده محکوم به قتل است و هر کسي بشنود کشتن دشنام دهنده، بر او واجب است. در شرايع الاسلام، جواز کشتن، نظر داده شده است «من سب نبيا جاز لسامعه قتله ما لم يخف الضرر علي نفسه او ماله او غير من الايمان وکذا من سب احد الائمه و کشتن او منوط به اجازه امام و حاکم شرع نيست البته بشرطي که مستلزم فتنه و خوف تلف نفس و مال خود و مؤمنين نباشد.

قذف
قذف در لغت به معني افکندن و انداختن است و در اصطلاح فقهي، قذف بعنوان يکي از جرائم حدي، عبارت است از «متهم ساختن ديگري به زنا و لواط». قذف در نظام کيفري اسلام هم به همين معنا يعني نسبت دادن زنا و لواط به ديگري مي باشد. (و هو الرمي بالزنا او اللواط). در کتاب فقه الامام جعفر الصادق عليه السلام بيان مي دارد: «قذف آنست که انسان ديگري را نسبت زنا و لواط دهد، مرد باشد و يا زن، قذف، به هر لغتي قابل تحقق است البته منوط بر اينکه نسبت دادن، صريح باشد، و نسبت دهنده، درک و فهمي از معنا داشته باشد، در اين ميان، معرفت مقذوف، شرط نيست. بنابراين، اگر عربي به شخص فارسي بگويد: يا زاني، يا لوطي، قذف، باتحقق ديگر شرايط، محقق است هر چند مقذوف قذف را نفهمد.»
فرق افتراء با قذف در اين است که افتراء جنبه ي خصوصي دارد.
در افتراء با تقاضاي طرف افتراء بعد از عجز مفتري از اثبات افتراء، به استناد حاکميت امر مختوم قضايي (اعتبار امر مختومه و قضاوت شده) از دادگاه که حکم
برائت را صادر نموده است در خواست تعقيب کيفري مي شود. ولي قذف جنبه ي عمومي دارد در قذف همينکه براي دادگاه ثابت گردد که استناد خلاف واقع است به محض خلاف واقع بودن، دادگاه مکلف مي باشد بصدور حکم به محکوميت قاذف،و نيازي به شکايت مجدد از سوي مقذوف عليه براي رسيدگي و صدور حکم، نيست.

افتراء
افتراء درلغت به معني دروغ بستن، چيزي را به دروغ گفتن و بهتان زدن است .
درفرهنگ قرآن نيز به همين معناست
(أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن کُنتُمْ صَادِقِينَ)
از نظر اخلاقي ، هرگاه کسي معايب و نقايص شخص ديگري را در غياب او در نزد اشخاص ثالث بازگو نمايد، غيبت است. که در قران به شدت منع، و به منزله ي خوردن گوشت برادر، تقبيح شده است (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا افتراء در اصطلاح حقوقي نسبت دادن جرم به کسي (يک يا چند نفر) به يکي از طرق مزبور در قانون است، مشروط بر اينکه صحت امور نسبت داده شده در مرجع صلاحيت دار قضائي ثابت نشود و براي اين عمل مجازات در نظر گرفته شده است.
به طور مثال: نسبت دادن زنا و لواط (افتراء خاص) هشتاد ضربه شلاق دارد و نسبت دادن جرائم غير قذف، از يک ماه تا يک سال حبس و تا (74) ضربه شلاق يا يکي از آنها را حسب مورد موجب خواهد شد.(ماده 697 و 140 قانون مجازات اسلامي)

توصيه هايي كه در تنظيم اظهارنامه بايد مورد توجه قرار گيرد
1- اجتناب از به كار بردن كلمات و الفاظ ركيك و زشت .
2- اجتناب از نوشتن مطالبي كه مي تواند افترا يا اشاعه اكاذيب تلقي شود .
3- اجتناب از نسبت دادن جرم به طرف مقابل .
4- مطالب به طور خلاصه و بدون حواشي بيان گردد .
5- دقت در به كار بردن الفاظ و عبارات . و توجه داشته باشيم كه گاهي عدم دقت در بيان اظهارات زياني به بار مي آورد و ممكن است برعليه خودمان در محاكم به كار رود .
6- در پايان‌اظهارنامه به‌ طور‌خلاصه تصريح كنيم كه در صورت عدم همكارمخاطب اقدامات قانوني‌‌مقتضي‌" را در پي‌خواهد داشت و‌كليه خسارات هم‌از‌طرف وصول‌‌خواهد شد .
7- اگر مي خواهيم به همراه اظهارنامه چيزي را به مخاطب تحويل دهيم در اظهارنامه به آن چيز تصريح مي نماييم .
8-اگر چيزي را كه مي خواهيم به مخاطب دهيم قابل ارسال به همراه اظهارنامه نباشد، آنرا تحويل دفتر ابلاغ اظهارنامه مي دهيم ودر اظهارنامه قيد مي كنيم كه آن چيز تحت نظر دفتر اظهارنامه ناحيه قضايي مربوطه گذاشته شده است

آيا مي دانيد اظهارنامه چيست و در چه مواردي کاربرد دارد؟
وقتي مي خواهيم چيزي را بطور رسمي به کسي بگوئيم به نحوي که بعدا بتوانيم ثابت کنيم که متن مورد نظر را به او گفته ايم ، از اظهارنامهاستفاده مي کنيم .
همچنين وقتي مي خواهيم چيزي را به کسي بدهيم و او حاضر نيست آن را بگيرد، آن را از طريق ارسال اظهارنامه به او تسليم مي کنيم.

نکات مهم در اجاره املاک
1.در اجاره مسکن بايد مدت اجاره معين باشد وگرنه اجاره باطل است.معمولاً مدت اجاره ها يکسال تعيين مي شود. مدت اجاره از روزي شروع مي شود که بين موجر و مستأجر توافق شود و اگر در عقد اجاره ابتداي مدت ذکر نشود، از زمان انعقاد قرارداد محسوب خواهد شد.

نکته.

اعتراض ثالث اثر انتقالی دارد ولی محدود است «اثر تعلیقی ندارد (اصولاً)» یک طریق عدولی است.

نکته.

اعاده دادرسی اثر انتقالی دارد ولی محدود است «اثر تعلیقی ندارد(اصولاً)» یک طریق عدولی است

نکته

فرجام خواهی اثر انتقالی ندارد «اثر تعلیقی ندارد (اصولاً)» غیر عدولی و غیراصلاحی است

نکته

تجدیدنظرخواهی اثر انتقای دارد «اثر تعلیقی دارد» یک طریق اصلاحی است

نکته

واخواهی اثر انتقالی کامل دارد اثر تعلیقی دارد یک طریق عدولی است.

پارادوکسهای منطقی
در یک روز جمعه دادگاه شخصی را به مرگ محکوم کرد. قاضی به زندان محکوم گفت: ظهر یکی از روزهای هفته ی آینده حکم اعدام درباره ی تو اجرا خواهد شد. ولی ما آنروز را برای تو مشخص نخواهیم کرد و تو هرگز قبل از آن روز اطلاغ پیدا نخواهی کرد و فقط شش ساعت قبل یعنی صبح روز اجرای حکم موضوع را به تو اطلاغ خواهیم داد. قاضی مذکور در همه ی عالم به ذکاوت و خوش قولی مشهور بود و همیشه دقیقاً به گفته ی خود عمل می نمود. زندانی به همراه وکیل مدافع خود به سلولش داخل شد و هر دو غمزده در گوشه ای به فکر فرو رفتند، ناگاه وکیل مدافع با لبخندی پیروزمندانه سکوت را شکست و گفت: اجرای حکم قاضی امکان ندارد. زندانی گفت: من که چیز سردر نمی آورم. چرا؟

درخواست اجرت المثل بعد از مرگ همسر
در تعریف اجرت المثل باید گفت که زن وظایف خاصی در زندگی زناشویی دارد که توسط قانون و شرع برشمرده شده است. این وظایف شامل تمکین عام و تمکین خاص است.

آيا اداي قرضي که سالهاي پيش داده شده بايد به همان مبلغ باشد يا کاهش ارزش پول بايد لحاظ شود.
 درخصوص نحوه اداي قرضي که سالها پيش داده شده :

ترمیم بکارت
پس برای تدلیس وجود سه شرط ضروری است
فریب
جاری شدن صیغه عقد
مخاطب توصیف زوج یا زوجه باشد

حقوق اراضي و املاک آشنايي با تقسيمات ثبتي املاک
در هر ملکي بخش هايي تحت عنوان: بخش ثبتي، شماره پلاک ثبتي، قطعه تفکيکي، پلاک هاي اصلي و فرعي و در اصطلاح ثبت اسناد و املاک در متن اسناد رسمي و بنچاق تعريف مي شود که به قرار ذيل مي باشند؛

حذف واقعه ازدواج و طلاق از شناسنامه

رأي وحدت رويه شماره 474- 1394/10/29 هیأت عمومی دیوان عالی کشور

تمکين
لفظ تمکين به معناي الزام است و وقتي مرد دادخواست تمکين مي دهد که زني بدون عذر موجه منزل مشترک زناشوئي را ترک کرده باشد و حاضر به بازگشت به منزل نباشد. براساس تعريف تازه اي که دختران و پسران از چنين واژه هايي پس از ازدواج پيدا مي کنند،

نگرشي بر کليات تنظيم قراردادها (قسمت اول)
تنظيم و نگارش قرارداد، يکي از حساس ترين و البته تخصصي ترين و ظريف ترين اموري است که وکلا عهده دار آن مي باشند. اگر گفته شود بسياري از دعاوي مطروحه در مراجع قضايي، ناشي از ايرادات موجود در قراردادها مي باشد، امري مقرون به واقع است.

مسووليت تضامني در اسناد تجاري
1-ضامن فقط با مضمون عنه خود مسووليت تضامني دارد.
2-اگر يک از مسوولين تضامني فوت کند مسووليت به وارث او مي رسد(درست است که وارث با ساير مسوولين مسووليت تضامني دارند اما مسووليت ايشان در برابر دارنده ي سند به نسبت سهم الارث ايشان است) اگر صادر کننده ي سند تجاري متعدد باشد در اين صورت مسووليت صادرکنندگان متعدد گر چه با ظهرنويسان تضامني است اما اين مسووليت بين صادر کنندگان جمعي است يعني ايشان جمعاً نسبت به مبلغ مسووليت دارند. مثلاً اگر وجه سند تجاري ده ميليون باشد و دو نفر به عنوان صادرکننده آن را امضاء کرده باشند هريک به ميزان 5 ميليون مسوول هستند.

دفاتر مالياتي چيست؟
هر شرکت يا مؤسسه اي که ثبت مي شود بعد از فرايند ثبت چون شامل قانون ماليات ميشود جهت اخذ پلمپ دفاتر سال آينده خود بايد اقدام نمايد و از طريق سازمان امور مالياتي جهت ثبت کليه فعاليتهاي مالي خود اقدام نمايد. اين دفاتر به دفاتر قانوني معروف هستند يعني اينکه کليه شرکت ها و مؤسسات با توجه به قوانين دفاتر قانوني در اداره دارايي بايد تمامي عمليات مالي خود را ثبت نمايند و اين فرايند ثبت بايد به ترتيب فاکتورها و اسناد و زمان وقوع آنها باشد و کاملاً خوانا و بدون خط خوردگي و يا لاک گيري باشد و در پايان سال مالي و زماني که ميخواهيد اظهارنامه مالياتي را تحويل دهيد آن پلمپ دفاتر مالياتي را که نوشته شده است جهت اثبات شدن به دارايي تحويل ميدهيد.

چگونه اموال بنام خانمها بزنيم
آيا مي دانيد که هيچ کس نمي تواند تمامي اموالش را وصيت کند،
آيا مي دانيد که هيچ کس نمي تواند تمامي اموالش را وصيت کندکه از ميان وراثش فقط به يک نفر برسد؟ در قانون مدني در ماده 843 ذکر نموده، وصيت زياده بر ثلث ترک نافذ نيست، مگر به اجازه وراث و اگر بعضي از ورثه اجازه دهد، فقط نسبت به سهم او نافذ است. مگر به اجازه وراث و اگر بعضي از ورثه اجازه دهد فقط نسبت به سهم او نافذ است- آيا مي دانيد که همه افراد مي توانند اموالشان را تا قبل از مرگ مورد استفاده قرار دهند و درعين حال هنگام زنده بودن همان اموال را به شخصي انتقال دهند.

اصل صحت
متن : « حمل فعل المسلم علي الصحه.»
يعني : اعمال شخص مسلمان ،محمول بر صحت و درستي مي باشد .

قاعده سوق
يعني: آنچه در بازار و جامعه مسلمانان عرضه مي شود پاک و حلال است مگر خلافش ثابت شود .

قاعده تسليط
متن : « الناس مسلطون علي اموالهم و انفسهم .» ( حديث نبوي )
يعني : مردمبر جان و مال خويش ، سلطه و اختيار دارند . (  اصل 46 و 47 قانون اساسي )

الزعيم غارم .( حديث نبوي)
يعني : کفيل بايد از عهده مورد کفالت بر آيد .(  ماده 740 قانون مدني )

الدين مقدم علي الارث .
يعني اداي دين ، مقدم بر ارث بردن است .( ماده 868 قانون مدني ) .
( ماده 740 قانون مدني )

قاعده حل
متن : کل شي کان مشتبها بين الحلال و الحرام بحمل علي الحلال .»
يعني : اگر چيزي مشکوک بين حلال و حرام بود آن را جزء حلال ها محسوب مي کنيم .

- التلف زمن الخيار من مال من لا خيار له .
يعني : تلف شدن مال در زمان خيار ، از کيسه آن که حق خيار ندارد محسوب مي شود .
(  ماده 387 قانون مدني )

تعيين
اگر امر داير بين تعيين و تخيير در انجام وظيفه اي شد، اصل بر حقيقت است .

- « تصد يق الامين فيما ائتمن عليه »
يعني : صاحب مال بايد قول اميني را که مال را نزد او امانت گذارده بپذ يرد .

« البينه علي المدعي و اليمين علي من انکر »
يعني : آوردن شاهد بر عهده مدعي و سوگند خوردن بر عهده خوانده است .
(  ماده  1257 و 1325 قانون مدني – ماده 197 و 272 قانون آيين دادرسي مدني )

« الاقرب يمنع الا بعد »
متن: « الزموهم بما الزموا انفسهم .»
يعني : به هر آنچه که غير خودتان ( پيروان مذاهب اسلامي ملتزم هستند ، شما نيز آنان را ملزم کنيد .

قاعده اقرار عقلا
متن : « اقرار العقلا علي انفسهم جائز »
يعني : اقرار انسان عاقل به ضرر خود نافذ است .
( ماده 1275 قانون مدني – ماده 202 آيين دادرسي مدني مصوب 1379 )

قاعده ارشاد
متن : « اعلام الجاهل علي العالم واجب .»
يعني : اقدام انسان در جهت ضرر خود ، مسقط ضمان است .
(  قواعد فقه ، ص235- 1215قانون مدني )

قاعده احسان
متن: « ما علي المحسنين من سبي .( سوره توبه/91)
يعني بر نيکوکاران ايرادي نيست .
( ماده 306 قانون مدني – ماده 55 مجازات اسلامي )

-احترام مال مسلمان
متن: « حرمه مال المومن کحرمه دمه » ( حد يث نبوي )
يعني : مال مومن همانند خون وي محترم است .(اصل 46و47 قانون اساسي )

قاعده اتلاف
متن: « من اتلف مال الغیر فهوله ضامن »
یعنی : هر کس مال دیگری را تلف کند ضامن آن خواهد بود.

قاعده ائتمان
متن : « الامین لا یضمن » یا « لیس علی الامین الاالیمین »
یعنی: امین ضامن نیست . یا بر امین چیزی جز سوگند لازم نیست .

تقسيم بندي قواعد فقهي
قواعد فقهي از جنبه هاي گوناگوني قابل تقسيم است که در ذيل به برخي از آن هااشاره مي شود:
1 - قواعد فقهي از نظر قلمرو جريان و شمول به سه دسته تقسيم مي شود:
الف) قواعد جاري در يک باب، مثل «قاعده امکان» ؛
ب) قواعد جاري در چند باب، مثل «قاعده ما يضمن» ؛
ج) قواعد جاري در همه ابواب، مثل «قاعده اشتراک» .

تفاوت قاعده فقهی و اصولی
بدیهی است که برای به دست آوردن احکام مسائل جزئی شرعی، هم به قواعدفقهی نیاز است و هم به قواعد اصولی، و از این نظر این دو دسته از قواعد شباهت بیش تری به یک دیگر دارند، از این رو جداسازی و دریافت نقاط تمایز آن ها ازاهمیت و دقت ویژه ای برخوردار است.
برخی از این تفاوت ها عبارت اند از:
1 - اجرای قاعده فقهی، میان مجتهد و مقلد مشترک هست ولی تطبیق قاعده اصولی ویژه مجتهد است
2 - قاعده فقهی، استقلالی است در حالی که قاعده اصولی آلی بوده و ابزاری برای استنباط احکام است
3 - قاعده فقهی، مستقیما به عمل مکلف تعلق می گیرد بر خلاف قاعده اصولی که تعلق آن به فعل مکلف با واسطه است
4 - قاعده فقهی تطبیقی ولی قاعده اصولی استنباطی باشد
5 - غایت و هدف قاعده اصولی بیان شیوه های اجتهاد و استنباط است اما هدف قاعده فقهی بیان حکم حوادث جزئی است

.

تعریف
قواعد فقهى، مقابل قواعد اصولی، و به معناى آن دسته از احکام کلی است كه در ابواب گوناگون فقه جريان داشته و منشأ استنباط احکام جزئیمى‌شود، مانند: قاعده « لا ضرر » كه هر جا ضررى متوجه شخص شود، مطرح مى‌گردد؛ و در بسيارى از ابواب فقه، هم چون بیع، اجاره، طلاق و غيره به كار مى‌رود.

قواعد فقهى به معنای حكام كلّىِ جارى در ابواب گوناگون فقه است

نکته:

برای قواعد فقهی و اصولی فرق‌های زیادی بیان شده است؛ بعضی معتقدند قواعد فقهی، احکام می‌باشد، در حالی که بیشتر قواعد اصولی، بر حکم شرعی مشتمل نیست، بلکه فقط طریق استنباط حکم شرعی است.

بعضی دیگر بر این باورند که قاعده اصولی و فقهی در این که هر دو کبرای استنباط قرار می‌گیرند، مشترک‌اند، اما تفاوتشان در این است که:

.  1- مسئله اصولی فقط برای استنتاج حکم کلی صلاحیت دارد؛ به خلاف قاعده فقهی که صلاحیت استنتاج حکم جزئی را دارد؛

2-مسئله اصولی به حال مجتهد مفید بوده و مقلد از آن بهره‌ای ندارد؛ به خلاف قاعده فقهی که نتیجه آن به حال هر دو مفید است

بررسی ماهیت حقوقی عقد و نکات کاربردی در تنظیم قرارداد
قرارداد یا عقد طبق ماده 183 قانون مدنی عبارت است از اینکه: یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهدبه امری نمایند و مورد قبول آن¬ها قرار گیرد. طرف قرارداد ممکن است یک یا چند انسان (شخص حقیقی) یاشرکت¬ها و موسسات دولتی و غیر دولتی (شخص حقوقی) باشند ... بررسی ماهیت حقوقی عقد یا قرارداد و نکات کاربردی بسیار مهم در تنظیم قرارداد

شرايط وضوابط نحوه انعقاد يک قرارداد
در هر قرارداد ممکن است بين کارفرما و پيمانکار و بطور کلي طرفين قرارداد بر سر تفسير و يا اجراي قرارداد و تعيين حقوق و تکاليف طرفين به هر دليلي ،اختلاف نظر بروز کند،از آنجا که رجوع به مراجع قضايي و محاکم براي هر اختلاف موجبات اتلاف وقت وبروز خسارات عديده براي هر کدام از طرفين را فراهم مي کند لذا در زمان انعقاد قرارداد شرایطی را ذکر می کنند.

قرارداد کار و انواع آن
به گزارش گروه حقوقي و قضايي خبرگزاري ميزان به نقل از قرارداد کار به رابطه‌اي اطلاق مي‌شود که به صورت کتبي يا شفاهي در مقابل دريافت حق‌السعي (شامل دستمزد و مزاياي شغلي) براي مدت موقت يا مدت غير موقت بين کارگر و کار فرما تنظيم شده باشد.

بنابراين اولين نکته‌اي که از تعريف قرارداد کار به دست مي‌آيد، اين است که قرارداد کار جزو عقود غير تشريفاتي است.

نکته دوم اين است که پرداخت مزد حاکي از معوّض بودن قرارداد کار است و موارد کار مجاني را شامل نمي‌شود و سوم اينکه شامل قراردادهاي دائم و موقت مي‌شود.

( Contract ) پیمان:
  - مجموعه اسناد و مدارک غیر قابل تفکیک است که برای انجام کار یا خدمات بین دو طرف مبادله می‌شود.
  - توافق مستند قانونی است برای تهیه کالا، اجرای عملیات یا ارائه خدمات.
  - یعنی موافقتنامه پیمان، نامه پذیرش، برگ پیشنهاد مناقصه، شرایط عمومی، خواسته‌های کارفرما، جدولها، پیشنهاد (فنی) پیمانکار و هر گونه مدرک دیگری (در صورت وجود) که در متن موافقتنامه پیمان یا در نامه پذیرش درج شده باشد.
  - منظور از پیمان عبارت از تعهداتی است که طرفین قرارداد طبق اسناد و مدارک پیمان، جهت اجرای وظایف، مسئولیتها و تعهدات نسبت به یکدیگر به عهده می‌گیرند و این به مثابه موافقتنامه بین طرفین محسوب می‌شود.   
  قرارداد ( : (Contract

رأی دیوان عدالت اداری 488 مورخه 15/6/1388 زیاد کردن مهریه بعد از عقد شرعاً صحیح نیست.
مهریه شرعی همان است که در ضمن عقد واقع شده است و ازدیاد مهر بعد از عقد شرعاً صحیح نیست
تاریخ: 15 شهریور 1388
کلاسه پرونده: 87/516
شماره دادنامه:488/88

نظريه مشورتي اداره کل حقوقي قوه قضائيه
نظريه 7/4372-16/8/1377
«ضبط کردن يا استراق سمع مذاکرات تلفني توسط مستخدمين و مأمورين دولتي جرم و مشمول ماده 582 ق.م.ا است، لکن چنانچه شخص ثالثي که مرتکب اعمال مذکور شده از مأمورين يا مستخدمين دولتي نباشد قابل تعقيب کيفري نيست مگر اينکه ارتکاب اعمال مذکور، مستلزم مزاحمت تلفني (مشمول ماده 341) يا استفاده غيرمجاز از تلفن (مشمول ماده 660 قانون مزبور) باشد که در اين صورت به  جهات اخيرالذکر قابل تعقيب کيفري خواهد بود.
نظريه 7/1465-30/2/1371
«شنود مکالمات تلفني بدون دستور مقام صلاحيتدار قضايي ممنوع است»
نظريه 7/4250-2/10/1376
«تفاوتي نيست بين آنکه جرائم ارتکابي مذکور در مواد 583 و 586 ق.م.ا از سوي مأمورين دولتي و يا نيروهاي مسلح و يا افراد عادي و غيردولتي ارتکاب شود»

برخي امتيازات حقوق زن در قانون مدني:
حق زن در تعريف دارايي خود: طبق ماده 1118 زن داراي استقلال اقتصادي است و مي تواند به هرگونه دارايي خود را تصرف کند و اين دارايي با اخذ نفقه منافاتي ندارد.
حق زن در استفاده و اعمال شروط ضمن عقد:
برابر ماده 1119 قانون مدني زن به هنگام عقد مي تواند هر شرطي را که مخالف مقتضاي ذات عقد نباشد بر مرد اعمال کند.
حق فسخ نکاح درصورت جنون مرد (ماده 1121)
جنون به سه دسته آني و ادواري و مستمر تقسيم مي شود قانونگذار مي گويد تفاوتي بين جنون مستمر يا ادواري نيست.

توضيح کامل ارکان به ارث بردن
در ارث عده اي به «فرض» ارث ميبرند و عده اي به «قرابت»
اشخاصي که به فرض ارث ميبرند: مادر، زوج و زوجه
اشخاصي که گاه به فرض و گاهي به قرابت ارث ميبرند: پدر، دختر و دخترها، خواهر و خواهرهاي ابي يا ابويني و کلاله امي. بغير اينها بقيه به قرابت ارث ميبرند (898، 897، 896)
در طبقه اول ارث 6 فرض داريم:

چگونگي نقل و انتقال سهام در شرکت؛
جهت نقل و انتقال سهام شرکتهاي سهامي اصولا بايد صورتجلسه اي تنظيم و افراد در آن سهام خود را واگذار نمايند. سپس فروشندگان و خريداران با مراجعه به مميز مالياتي شرکت مربوطه و پرداخت ماليات انتقال سهام خود اقدام به اخذ گواهي پرداخت ماليات نمايند و آن را به اداره ثبت شرکتها ارائه نمايند تا در پرونده ثبتي شرکت باقي بماند ولي مي توان اين نقل و انتقال سهام را به صورتي انجام داد که احتياج به حضور در داراي  و پرداخت ماليات نباشد و اين اقدام کاملاً قانوني و با مشکلات کمتري مي باشد که آن نيز بي نام کردن سهام شرکت مي باشد.

نظريه هاي مشورتي قانون حمايت خانواده
نظريه شماره 7/93/309 مورخ 15/2/93
تکليف بازداشت مازاد بر 110 عدد سکه
قانون حمايت خانواده شماره پرونده 47-9/16-93

وکالت همزمان، له و عليه موکل
سالياني که درحوزه ي انتظامي وکلا مشغول به فعاليت بودم، اين سوال مکرراً از ناحيه ي تعدادي از همکاران مطرح ميگرديد که: «چنانچه وکيلي در پرونده اي، به عنوان مثال مطالبه ي وجه چک له موکل خود اقدام نمايد، آيا مي تواند همزمان و در يک پرونده ي ديگر، بعنوان مثال الزام به تنظيم سند، عليه همان موکل ورود نمايد؟» در اين خصوص برخي چنين نظر داشتند که چون پرونده ها کاملاً غيرمرتبط مي باشند، منعي متصور نيست. اما بايد بدانيم که اساساً رويه ي انتظامي خلاف اين عقيده را عمل مي نمايد. نظر غالب در اين مورد چنين است که: از آنجائيکه اصطکاک منافع در زمان واحد، له و عليه شخص واحد، مي تواند متضمن عدم دفاع صحيح و کامل از وي باشد، ورود وکيل در پرونده اي ديگر عليه موکل فعلي، «عملي خلاف شئون شغلي محسوب مي شود».

نکاتي چند از حقوق جزا
نکته 1: با توجه به نظام مجرميت استعاره اي معاونت، رفتار مباشر بايد جرم باشد تا معاونت در آن نيز جرم محسوب شود.
نکته 2: با توجه به نظام محروميت استعاره اي معاونت، رفتار معاون در وقوع و ارتکاب جرم توسط مباشر بايد تأثير بگذارد پس اگر رفتار معاون به طور کامل انجام شود اما هيچ اقدامي از سوي مباشر صورت نگيرد عمل معاون هم جرم محسوب نمي شود.
نکته 3: شروع به معاونت جرم نيست اما معاونت در شروع به جرم، جرم است.

نظريه مشورتي اداره کل حقوقي قوه قضائيه
نظريه 7/9230- 4/11/1379
الف- چنانچه محکوم عليه زنداني عالم به مجعول بودن نامه متضمن دستور آزادي خود نبوده لکن پس از مرخص شدن از زندان از مجعول بودن نامه مطلع شده ولي خود را به زندان معرفي نکرده است در اين مورد با توجه ملاک به تبصره ماده 547 ق.م.ا ممکن است موضوع از مصاديق فرار از زندان محسوب و طبق ماده 547 قانون مذکور عمل شود.
ب- چنانچه محکوم عليه زنداني از جريان امر و مجعول بودن نامه متضمن دستور آزادي خود مطلع بوده و خود را به زندان معرفي ننموده است، در اين صورت علاوه بر اينکه بايد دستگير و زنداني شود موضوع فرار از زندان محسوب و از مصاديق ماده 547 قانون فوق است. در اين فرض اگر هم محکوم خود را به زندان معرفي کند باز هم جرم فرار از زندان محقق گرديده و مورد منطبق با ماده فوق الاشعار است و چنانچه با علم به مجعوليت سند استفاده از سند مجعول نيز نموده باشد مورد از موارد تعدد معنوي جرم است.

مراحل تقسيم ملک مشترک
اشخاص مي توانند از طريق تفکيک يا افراز، ملک مشاعي خود را تقسيم نمايند، تفکيک در عرف ثبتي عبارتست از تقسيم مال غيرمنقول (مانند اراضي و املاک) به قطعات کوچکتر مثلا 5000 مترمربع زمين به قطعات 200 مترمربع تقسيم، ابطال سند قديم و اخذ سند جديد براي هر قطعه به طور جداگانه، تقسيم نامه از سوي دفترخانه اسناد رسمي پس از اخذ استعلامهاي رسمي به اداره ثبت محل ارسال مي شود تا سند جديد صادر گردد.

آيا مقابل درب منزل يا مغازه جزئي از حريم شخصي و خصوصي منزل يا مغازه محسوب مي گردد، يا خير؟
بسيار ديده ايم و اتفاق افتاده است مغازه داري فضاي مقابل مغازه اش را با اجسامي مانند سطل آشغال و آجر مسدود مي کند تا هيج وسيله اي در مقابل مغازه اش پارک نکند. همچنين ديده ايم که فردي فضاي مقابل منزلش را جزئي از ملک خود مي داند و اجازه پارک کردن هيچ وسيله نقليه اي را با قرار دادن ميله يا ساير اجسام نمي دهد اين عمل در حالي اتفاق مي افتد که بسياري از ما بر اين عقيده هستيم که چون فضاي مقابل منزل يا مغازه مان مي باشد پس حتماً حقي نسبت بدان خواهيم داشت درحاليکه بايد بيان داشت اين موضوع امري فراتر از مالکيت خود نسبت به منزل و مغازه مي باشد.

دعوي ابطال سند رسمي
ابطال سند رسمي بدون حکم دادگاه
مواردي که ابطال سند مالکيت احتياج به حکم دادگاه ندارد:
1-ابطال سند به موجب قانوني خاص مثل قانون زمين شهري (کميسيون ماده 12) يا قانون ملي شدن جنگلها و منابع طبيعي
2-ابطال سند به دستور هيات نظارت (بندهاي 3،4،5 ماده 25 قانون ثبت)
3-ابطال سند بوسيله اداره ثبت (بند2 ماده 3 لايحه راجع به اشتباهات ثبتي و اسناد مالکيت معارض مصوب 1333 و ماده 149 قانون ثبت)
4-بند ب ماده 5 آيين نامه قانون ابطال اسناد فروش اراضي، رقبات موقوفه مصوب 1363 و 1371

رآي شماره 266 هيأت عمومي ديوان عدالت اداري
ابطال صدور پروانه ساخت بر روي اراضي قولنامه اي
رآي هيأت عمومي
با عنايت به اينکه به موجب ماده 22 قانون ثبت اسناد و املاک مصوب سال 1326 دولت فقط کسي را که ملک به اسم او ثبت شده و يا کسي را که ملک مزبور به او منتقل گرديده واين انتقال نيز در دفتر املاک به ثبت رسيد ه يا اينکه ملک مزبور از مالک رسمي ارثاً به او رسيده باشد، مالک خواهد شناخت و همچنين در ماده 48 قانون اخيرالذکر تصريح شده است، (سندي که مطابق مواد فوق بايد به ثبت برسد و به ثبت نرسيده در هيچ يک از ادارات و محاکم پذيرفته نخواهد شد) بنابراين نامه شماره 932/4/40/237-7/12/1391 فرماندار شهرستان آبيک به شهرداري آبيک متضمن موافقت با پيشنهاد شهردار مبني بر صدور پروانه ساخت بر روي اراضي قولنامه اي مغاير قانون و خارج از حدود اختيارات فرماندار است و به استناد بند 1 ماده 12 و ماده 88 قانون تشکيلات و آيين دادرسي ديوان عدالت اداري مصوب سال 1392 ابطال مي شود.

حضانت فرزند
بطور کلی حضانت طفل عبارت است از
 1) تربیت طفل  2) تنبیه طفل 3) اطاعت طفل
- پدر و مادر در حد توان باید در تربیت کودکان خود بکوشند و در اجرای این امر حق تنبیه کودک خود را در حد

متعارف دارند .

ملاقات فرزند بعد از طلاق چه شرايطي دارد؟
يکي از مهمترين اهداف حقوق خانواده تقويت نهاد مقدس خانواده و پاسداري از قداست و حفظ و بقاي آن و نيز حمايت از مادران و فرزندان و پدران است.
روزنامه خراسان: يکي از مهمترين اهداف حقوق خانواده تقويت نهاد مقدس خانواده و پاسداري از قداست و حفظ و بقاي آن و نيز حمايت از مادران و فرزندان و پدران است.
در اصل ?? قانون اساسي قانون از حق حضانت ، سخن نموده و از آن حمايت مي نمايد

مستثنيات دين
1 - مستثنيات دين در قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني :
ماده 525 - درصورت بروز اختلاف نسبت به متناسب بودن اموال و اشياء موصوف در ماده قبل با شؤون و نياز محكوم عليه‚ تشخيص دادگاه‌صادركننده حكم لازم‌الاجراء‚ ملاك خواهد بود. چنانچه اموال و اشياء مذكور بيش از حد نياز و شؤون محكوم‌عليه تشخيص داده شود و قابل تجزيه و‌تفكيك نباشد به دستور دادگاه به فروش رسيده مازاد بر شأن ‚ بابت محكوم‌به يا ديِن پرداخت مي‌گردد.

همسرآزاري
خشونت فيزيكي و بدني، مانند صدمه زدن به وسايل منزل و ضرب و شتم همسر، خشونت رواني و كلا‌مي‌مانند تحقير شخصيت، چهره و يا شرايط جسماني زن، ابراز تنفر نسبت به بستگان وي و همچنين خشونت اجتماعي شامل منع اشتغال و تحصيل، ممنوعيت ارتباط با بستگان حتي به صورت تلفني، خشونت اقتصادي مانند نپرداختن خرجي و در نهايت صدمات و آزارهاي جنسي از طريق تحميل نسبت به همسر و در معرض فحشا و فساد قرار دادن وي به خاطر اعتياد، مهمترين و شايع‌ترين انواع همسر آزاري مردان نسبت به زنان است.
در ايران آمار دقيقي از ميزان همسرآزاري وجود ندارد. اما براساس يك تحقيق كه با بررسي نمونه‌اي از زنان متاهل شهر تهران انجام شده، 87/9 درصد آنها از همسرآزاري رواني و ‌9/47 درصد از همسرآزاري جسمي‌رنج مي‌برند.

کودک آزاری

کودک آزاري عبارت است از هر گونه فعل يا ترک فعلي که باعث آزار روحي و جسمي و ايجاد آثار ماندگار در وجود يک کودک شود، برخي از اين آثار مي‌تواند مخفي باشد. ممانعت از حاضر شدن در کلاس درس، محروم کردن او از غذا، حبس در حمام يا زير زمين اشکال مخفي کودک آزاري است. تنبيه بدني و تجاوز جنسي به کودک هم از انواع کودک آزاري فيزيکي است
متأسفانه يکي از عواملي که کودکان جامعه ما را شديداً تهديد مي کند، فقدان وسايل و نهادهاي حمايتي کافي است که قادر باشند از اين نهال هاي شکننده در برابر توفان خشونت دفاع کند. از مطالعه گزارش هاي مطبوعات مي توان حدس زد که ميزان اين گونه خشونت ها در جامعه ما رو به فزوني گذارده است.

حق سکني
سکونت دادن کسى در ملک خود به رايگان و اقامت گزيدن در مکانى را سُکنى‌ گويند. از سکني به معناي اول در
بابهاي مختلف مثل هبه و وقف و حبس سخن گفته‌اند. از سکنى‌ به معناى دوم در بابهاى مختلف، همچون حج، تجارت و ا حياء موات سخن گفته‌اند.
سکنى‌ به معناى نخست در کلمات فقها همراه دو عنوان عُمري و رُقبي به کار رفته و عبارت است از مسلط کردن ديگرى بر ملک خود جهت بهره برداري خاص (سکونت) از آن به رايگان، با بقاى ملک بر ملکيت مالک آن
سکنى‌ اگر مقيد به زمانى خاص- مثلا يک سال- باشد، رقبى‌ و چنانچه به عمر مالک يا سکونت کننده مقيد باشد عمرى‌ ناميده مى‌شود.

حق حبس مهریه
در عقود معاوضي از جمله بيع در صورتى که يکى از طرفين معامله تعهد خود را انجام ندهد، طرف ديگر مي‌تواند از انجام تعهد خود امتناع نمايد که در فقه و حقوق، از آن به حق حبس تعبير شده است.
در عقود معاوضي از جمله بيع در صورتى که يکى از طرفين معامله تعهد خود را انجام ندهد، طرف ديگر مي‌تواند از انجام تعهد خود امتناع نمايد که در فقه و حقوق، از آن به حق حبس تعبير شده است.[1]
چنانچه ماده «377» قانون مدنى در مورد تسليم مبيع مي‌گويد: «هر يک از بايع و مشترى حق دارد از تسليم مبيع يا ثمن خوددارى کند تا طرف ديگر حاضر به تسليم شود».

حقوق زن در قانون مدني عبارتند از
1) حق زن در تعريف دارايي خود :
طبق ماده 1118 زن داراي استقلال اقتصادي است و مي تواند به هرگونه دارايي خود را تصرف کند و اين دارايي با اخذ نفقه منافاتي ندارد.
2) حق زن در استفاده و اعمال شروط ضمن عقد:
برابر ماده 1119 قانون مدني ، زن به هنگام عقد مي تواند هر شرطي را که مخالف مقتضاي ذات عقد نباشد بر مرد اعمال کند.
3) حق فسخ نکاح در صورت جنون مرد ( ماده 1121 ):

تفاوت عقد صلح با عقد هبه
1-صلح از دو طرف لازم است اما هبه تحت شرايط مقرر در ماده 803 قانون مدني قابل رجوع است.
2-صلح مي تواند معوض باشد اما هبه مجاني است لکن شرط عوض مي توان کرد.
3-هبه تا زمان قبض اثري ندارد اما صلح محاباتي قبل از قبض نيز عقدي است کامل و الزام آور.

جنون آني
جنون (در اصطلاح فقهي و قانوني) و ديوانگي (در اصطلاح عامه) با روان‌پريشي در روان‌پزشکي تا حدودي هم‌پوشي دارد. به اين ترتيب که همه موارد روان‌پريشي که در طبقه‌بندي‌هاي روان‌پزشکي وجود دارد در چارچوب کلي جنون مي‌گنجد اما همه موارد جنون معادل با روان‌پريشي نيست. مفهوم روان‌پريشي دقيق، مشخص و داراي ضابطه است، در حالي که مفهوم ديوانگي يا جنون، گسترده و مبهم است و هر نوع عمل نابخردانه و ابلهانه‌اي را هم شامل مي‌شود که حکايت از فقدان عقل و منطق دارد. بيماران روان‌پريش به دلايل گوناگوني مرتکب جرم مي‌شوند اما عموما همان انگيزه‌هايي که در افراد غيرروان‌پريش سبب ارتکاب جرم مي‌شود، در آنان هم انگيزه ارتکاب جرم قرار مي‌گيرد. گاهي نيز به دلايلي که ناشي از روان‌پريشي آنان است (از جمله هذيان، توهم و خودکاري) امکان دارد مرتکب جرم شوند. براي نمونه، يک بيمار چون توهم ‌شنوايي و دستوري دارد که به او فرمان قتل کسي را مي‌دهند، ممکن است مرتکب قتل شود. بيمار ديگري چون هذيان گزند دارد و مي‌انديشد همسايه درصدد کشتن اوست، امکان دارد براي جلوگيري از کشته شدن اقدام به قتل همسايه نمايد. حتي ممکن است بيمار روان‌پريش بدون هيچ انگيزه آشکار يا پنهان عادي يا روان‌پريشانه‌اي، تنها در اثر رفتار خودکار مشتي به ديگري بزند و سبب مرگ او شود و هيچ‌گونه دليلي هم نمي‌تواند در اين باره بيان کند.


بيماري جنون ادواري چيست?
جنون ادواري که همان اختلال دوقطبي است، يکي از اختلالات خُلقي محسوب مي‌شود.
شيوع بيماري در حدود 1درصد است. شيوع آن در زن و مرد يکسان است. سن متوسط شروع 30 سالگي است. درمطلقه‌ها و مجرد‌ها بيشتر است. در طبقات بالاي اقتصادي – اجتماعي بيشتر ديده مي‌شود. در مورد علت بروز آن بايد گفت که عوامل ژنتيکي، رواني – اجتماعي و بيولوژيک در بروز آن دخالت دارند.

جنون
جنون جواني يک بيماري مزمن و اغلب ناتوان کننده رواني است. اين بيماري مي تواند باعث شود که از مردم و فعاليتهاي دنياي اطرافتان جدا بيفتيد و به دنياي هذيان پس رفت کنيد يا از واقعيت جدا بيفتيد.
روان پريشي يا سايکوز (به انگليسي:Psychosis) به معناي وضعيت رواني غيرطبيعي است و اصطلاحي است که در روان پزشکي براي حالتي رواني به کار مي رود که اغلب به صورت از دست دادن تماس با واقعيت توصيف مي شود. سايکوز به انواع جدي اختلالات رواني اطلاق مي شود که در طول آن ها بيمار ممکن است دچار توهم و هذيان شود. گاه افراد سايکوتيک اختلال شخصيت نيز دارند. جنون يا سايکوز نوعي قطع ارتباط با واقعيت است، که بطور مشخص شامل هذيان (عقايد نادرست درباره وقايع يا اشخاص) و توهم (ديدن يا شنيدن چيزهايي که وجود خارجي ندارند) مي باشد.

بررسي وضعيت تجويز ازدواج مجدد از سوي دادگاه وضمانت اجراي آن:
مقدمتاً به عرض مي رسانم، قوانيني که توسط قانون حمايت خانواده مصوب 9/12/1391 نسخ صريح گرديده است در ماده 58 آن، در 11 بند احصا گرديده است. به موجب اين ماده « از تاريخ لازم الاجراء شدن اين قانون، قوانين زير نسخ مي گردد:

آيا مي دانيد نسق چيست؟
نسق کلمه اى است عربى به معنى نظم و تربيت و يا هر چيزى که داراى نظم و ترتيب و بر نظام خاصى استوار باشد.
اصطلاح نسق در روستاهاى ايران به مجموعه روش‌ها و قرار و مدارهائى که طى ساليان متمادى در روستاهاى کشور به‌منظور تقسيم عادلانه آب و يا زمين به‌وجود آمده و تکامل پذيرفته است اطلاق مى‌گردد. اين شيوه تقسيم که گاهاً دهتاوتيز (روستاشناسى ـ دکتر کاظم وديعى 670) ناميده شده، يکى از منسجم‌ترين و پايدارترين قوانين غيرمدونى است که در محيط‌هاى روستائى براساس نيازهاى جامعه‌روستائى و حاکميت مالکين، افزايش توليدات کشاورزى و عدالت اجتماعى شکل گرفته است.
اصولاً در هر جامعه تقسيم عنصر و يا عناصرى زمانى مطرح مى‌شود که در آن عناصر کمبود احساس گردد و در غير اين صورت تقسيم موردى پيدا نمى‌کند. در روستاهاى ايران تا زمانى‌که مهم‌ترين عوامل توليد يعنى آب و زمين به مقدار وفور در اختيار زارعان قرار داشته است، تقسيم آب و يا زمين مطرح نبوده کما اينکه هنوز هم در مناطقى از کشور به‌علت وفور آب و يا زيادى زمين نيازى به تقسيم وجود ندارد، ولى از زمانى‌که جمعيت روستاها افزايش يافت و در عين حال زمين و آب ثابت ماند براى جلوگيرى از هرج و مرج، نظمى در روستاها براى تقسيم آب و يا زمين و احتمالاً هر دو به‌وجود آمد و طى ساليان طولانى تعالى پذيرفت، که اين نظم را دهتا و يا نسق ناميدند.

اعاده حيثيت در قوانين ايران
در ايران دو منبع اصلي قانون، موضوع اعاده حيثيت را پيش‌بيني کرده‌اند:
1.قانون اساسي
2.مصوبات قوه مقننه
قانون اساسي
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در اصل 171 به طور صريح و شفاف موضوع را بيان کرده است:

اعاده حيثيت در قانون جديد مجازات اسلامي
براي اعاده حيثيت شخصي که با طرح شکايت واهي اعتبار او در جمع خويشان و آشنايان لکه‌دار شده است، اولين راه طرح شکايت افتراست.
در صورتي که وقوع اين جرم ثابت شود، مفتري که شکايت واهي مطرح کرده است مجازات خواهد شد و بدين ترتيب حيثيت لکه‌دار‌شده شهروندان جبران مي‌شود. اما راهکار ديگري که براي جبران خسارت چنين اشخاصي وجود دارد، جبران خسارت معنوي آنهاست.
در ماده 1 قانون مسئوليت مدني تاکيد شده است: هركس بدون مجوز قانوني عمدا يا در نتيجه بي‌احتياطي به جان يا سلامتي يا مال يا آزادي يا حيثيت يا شهرت تجارتي يا به هر حق ديگر كه به موجب قانون براي افراد ايجاد گرديده، لطمه‌اي وارد نمايد كه موجب ضرر مادي يا معنوي ديگري شود مسئول جبران خسارت ناشي از عمل خود است.
چنانکه معلوم است ضرر معنوي به صراحت در اين ماده از قانون مسئوليت مدني قابل جبران اعلام شده است و اين ماده مي‌تواند مستندي براي دادگاه‌ها باشد تا با صدور راي به جبران خسارت معنوي وارد شده به شهروندان، از آنها در مقابل طرح شکايت‌هاي واهي و بدون پشتوانه حمايت شود. اما چنانکه اين حقوقدان مورد تاکيد قرارداد رويه قضايي تمايل چنداني به صدور راي به جبران خسارت معنوي از کساني که با طرح شکايت واهي خسارت ديده‌اند وجود ندارد.

اعاده حيثيت
ادعاي شرف يا به اصطلاح حقوقي اعاده ي حيثيت به اين معناست که هرکس به هرنحو امور غير واقع را به ديگري نسبت دهد به شکلي که اين کار باعث پايمال شدن حقوق وي )اعم از مادي يا معنوي) بشود يا نه ، به موجب قانون براي وي حقي در جهت اعاده ي حقوق ازدست رفته ايجاد شده تا به واسطه ي آن بتواند آثار جرم انگاري يا احتمالا محکوميت بلاوجه خود را زايل کند.توضيح بهتر اين مطلب را در ماده 698 ق. م . ا ميتوان ديد:
ماده 698 :«هرکس به قصد اضرار به غير يا تشويش اذهان عمومي يا مقامات رسمي به وسيله ي نامه يا شکواييه يا مراسلات يا عرايض يا گزارش يا توزيع هرگونه اوراق چاپي يا خطي با امضاء يا بدون امضاء اکاذيبي را اظهار نمايد يا به همان مقاصد اعامالي را برخلاف حقيقت راسا يا به عنوان نقل قول به شخص حقيقي يا حقوقي يا مقامات رسمي تصريحا يا تلويحا نسبت دهداعم از اين که به طريق مزبور به نحوي از انحاء ضرر مادي يا معنوي به غير واقع شود يا نه علاوه بر اعاده حيثيت در صورت امکان ، بايد به حبس از 2 ماه تا 2 سال و يا شلاق تا  74 ضربه محکوم شود»

  در طلاق خلع شرائط زير ضرورى است.
1- كراهت زن از شوهر
بنا بر صريح ماده بالا طلاق خلع زمانى محقق مي‌گردد كه زن از شوهر خود كراهت داشته باشد و براى رهائى خود مالى به شوهر بذل کند تا شوهر او را طلاق دهد.
2- مقدار فديه
هر مقدارى كه بين زن و شوهر توافق شود، ممكن است زن در مقابل طلاق خلع به شوهر خود بذل کند. بنابراين ممكن است فديه، عين مهر يا معادل آن يا بيشتر و يا كمتر باشد.


 

طرح بیمه طلاق باعث ترویج طلاق می‌شود
طرح بیمه طلاق در راستای حمایت از آسیب‌دیدگان از طلاق، طراحی و تدوین شده است،این طرح ضمن فراهم ساختن زمینه‌های لازم برای

سودجویی بعضی افراد، باعث ترویج طلاق در کشور خواهد شد.
این طرح و طرح‌های مشابه را نشاندهنده انحراف در اصول و بکارگیری قواعد بیمه‌ای است.


وكالت در طلاق
طلاق از امورى نيست كه قائم به شخص باشد و الا نماينده قانونى شوهر (ولى، وصى. قيم مجنون دائمى) نمي‌توانست آن را واقع سازد،

بنابراين شوهر مي‌تواند به ديگرى وكالت و وكالت در توكيل غير دهد تا زن او را طلاق گويد، همچنان‌كه مي‌تواند زن را وكيل و وكيل در

توكيل قرار دهد تا خود را مطلقه سازد. اين است كه ماده «1138» قانون مدنی مي‌گويد: «ممكن است صيغه طلاق را توسط وكيل اجراء کرد.»

ب- طلاق مبارات
مبارات مشتق از برائت و به معنى مفارقت است و چون زوجين به وسيله طلاق مزبور از يكديگر مفارقت مي‌کنند، آن را طلاق مبارات گويند. در اصطلاح حقوقى چنانكه ماده «1147» ق. م مي‌گويد: «طلاق مبارات آنست كه كه كراهت از طرفين باشد، ولى در اين صورت عوض بايد زائد بر ميزان مهر نباشد.» براى انعقاد طلاق مبارات علاوه بر شرايط اساسى مختص به طلاق كه شرح آن مفصلاً گذشت، شرائط زير نيز ضرورى است:
1- كراهت زوجين از يكديگر؛
2- مقدار فديه؛ بنابر صريح ماده بالا در طلاق مبارات عوضى كه زن در مقابل طلاق به شوهر مي‌دهد نبايد زائد بر ميزان مهر باشد.
3- صيغه طلاق مبارات.

طلاق خلع

طلاقى كه شوهر در مقابل گرفتن مال از زن مي‌دهد بر دو نوع است: خلع و مبارات.
الف- طلاق خلع
خلع بضم خاء و سكون لام اسم است و مشتق از خلع بفتح خاء است كه به معنى كندن است. ادبيات عرب و قرآن چون زن و شوهر را تشبيه

به لباس براى يكديگر کرده‌اند، خلع را كنايه از طلاق قرار داده‌اند. در اصطلاح حقوقى چنانكه ماده «1146» قانون مدنی مي‌گويد: «طلاق خلع

آنست كه زن به‌واسطه كراهتى كه از شوهر خود دارد، در مقابل مالى كه به شوهر مي‌دهد طلاق بگيرد، اعم از اينكه مال مزبور عين مهر يا

معادل آن و يا بيشتر و يا كمتر از مهر باشد

آثار طلاق رجعی
بقاء آثار زوجیت: در مواردی که طلاق، برابر قانون مدنی بائن نباشد رجعی است. در طلاق رجعی، تا موقعی‌که عده زن منقضی نشده است،

رابطه نکاح کاملاً قطع نشده است. بنابراین در ایام عده رجعیه، حقوق و تکالیف زوجیت تا آن‌جاکه با ماهیت طلاق سازگار باشد، به حکم

قانون باقی می‌ماند؛ نفقه زن به عهده شوهر است و دادگاه در صورت اختلاف باید میزان این نفقه را تعیین کند و اگر یکی از زوجین فوت

کند، دیگری از او ارث می‌برد

ب- طلاق رجعي
طلاق رجعي نقطه مقابل طلاق بائن است و تحت شرايطي مرد مي‌تواند با رجوع بر طلاق، پيوند زناشويي را از سر بگيرد. بنابراين طلاق رجعي، طلاقي است که شوهر در مدت عده مي‌تواند به طلاق رجوع نمايد و نکاح را به حالت اول برگرداند، به همين اعتبار به طلاق مزبور طلاق رجعي گفته مي‌شود. ماده 1148 ق.م مقرر مي‌دارد: «در طلاق رجعي براي شوهر در مدت عده حق رجوع است». طلاق رجعي در مورد زني است که شرايط طلاق بائن از قبيل صغيره بودن، يائسه بودن و طلاق قبل از نزديکي و سه طلاق و نه طلاقه بودن را نداشته باشد و همين¬طور طلاق از نوع طلاق خلع و مبارات نباشد. بنابراين براي اين¬که طلاقي رجعي باشد بايد اين دو وصف را دارا باشد:


کپی رایت © 2019 - الهام آریان کیان | طراحی سایت دارکوب - میزبانی هاست دارکوب