جنون به سه دسته جنون آني، ادواري و مستمر، تقسيم مي شود . قانونگذار مي گويد تفاوتي بين جنون مستمر يا ادواري نيست.
4) حق زن در طلاق رجعي:
در طلاق رجعي زن و شوهر بايد به مدت سه ماه در يک منزل سکونت داشته باشند و مرد به زن نفقه بدهد؛ در اين شرايط، در صورت فوت مرد، زن ارث مي برد. چنانچه در اين ايام مرد بخواهد زن ديگري اختيار کند حتماً بايد با اجازه همسر اول يا دادگاه باشد. در ايام عدّه، مرد نمي تواند با خواهر زن ازدواج بکند و زنا در اين دوره، زناي محسنه محسوب مي شود. زن مي تواند تمام وظايف زوجيت را که منافاتي با ماهيت طلاق ندارد انجام بدهد. فلسفه اين امر در قرآن اين است که خداوند مي فرمايد :شما نمي دانيد شايد خداوند خيري ديگر پديد آورد.
5) حقوق ديگر :
اگر زني فوت کند و اولادي نداشته باشد به همسرش 2/1 ارث مي رسد و اگر اولاد داشته باشد 4/1 ارث مي برد. اگر مردي فوت کند و اولاد نداشته باشد به زن 4/1 ارث مي رسد و اگر اولاد داشته باشد 8/1 ارث مي رسد.
اگر مردي فوت کند و چند تا زن داشته باشد 8/1 به همه آنها به طور مساوي ارث مي رسد و اگر اولاد نداشته باشد 4/1 به آنها ارث مي رسد.
اگر صفت خاصي در يکي از طرفين شرط شده باشد اما پس از عقد، فقدان وصف منظور شود ،طرف مقابل حق فسخ خواهد داشت؛ مثلاً صفت پزشک براي مردي که پزشک نيست . البته زن مي تواند از حق فسخ خود بگذرد اما مطالبه خسارت به قوت خود باقي است.
خانواده ها مي توانند اوصاف ذکر شده را ثبت کرده تا در صورت وقوع مشکل پس از ازدواج از حق فسخ استفاده کنند.
در مورد حقوق زنان چند نکته ضروري به نظر مي رسد:
1 - آيا مساله حقوق زن، يک بعدي و تک محوري و مقايسه اي (يعني در مقايسه با حقوق مرد) بايد ملاحظه شود؟ يا همه جانبه و بر محور شايستگي ذاتي و فطري وي به ضميمه شرايط اجتماعي؟ به طور طبيعي، نتيجه بحث به حسب تنوع محورها تفاوت دارد; يعني حقوق زن در مقايسه با مرد، با توجه به همه مقررات اجتماعي، بيشترتامين شده است; زيرا اگر چه زحمت تقبل مسؤوليتهاي قضايي و نظامي و غيره با مردان است ولي نتايج مثبت اجتماعي و امنيتي آن متوجه زنان خواهد بود .
2 - وضع و تعيين حقوق اسلامي زنان به وسيله مردان نبوده و نيست تا توهم شود که جانب يک طرف بيشتر رعايت شده و يا ظلم و ستمي بر آن روا شده باشد; زيرا هر ظالم و ستمگري به منظور نياز و جبران کمبودي که در خود احساس مي کند، دست به ظلم و ستم مي زند و در صورتي که واضع و در نظر گيرنده حقوق هر يک از مردان و زنان، خداوند بي نياز مطلق باشد، پندار ظلم و تعدي و يا تضييع حقوق جمعي به نفع جمعي ديگر قابل تصور نيست .
3 - حقوقي که در نظام سعادت بخش اسلام براي تامين امنيت جان و مال و حيثيت اجتماعي زنان در نظر گرفته شده، کاملا هماهنگ و همسان مردان است:
«للرجال نصيب مما اکتسبوا و للنساء نصيب مما اکتسبن » (53); «للرجال نصيب مما ترک الوالدان و الاقربون و للنساء نصيب مما ترک الوالدان و الاقربون » (54); «و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنات » (55); «لا يسخر قوم من قوم ... و لا نساء من نساء ...» (56)
4 - با توجه به مطالب ياد شده، در هر موردي که تفاوتي بين مقررات مربوط به زنان و مردان به نظر رسد، بايد مطمئن بود که اين تفاوت نشات گرفته از شرايط طبيعي ويژه هر يک از دو جنس است نه اين که با داشتن شرايط مساوي و برابر، حقوق نابرابر براي آنان در نظر گرفته شده باشد .
به عبارت ديگر، اگر زنان غربي همواره به دنبال احقاق حقوق تضييع شده خود باشند حق دارند; زيرا نه دين مسيحيت، حقوق آنان را تامين کرده نه قوانين و آداب و رسوم غرب; اما چنين زحمتي از دوش زنان مسلمان برداشته شده; چرا که سيستم حقوقي اسلام، تمام نيازهاي فطري، جسمي، رواني و ... او را برآورده کرده است .
در خاتمه مناسب مي دانيم جملاتي از «آني رود» نويسنده شهير انگليسي که بيانگر آرزوي قلبي يک زن غربي است نقل کنيم . وي گويد:
«اگر دختران ما در خانه ها به نام کارگر يا شبيه به آن به منظور تامين درآمد مالي به جاي کارخانه ها مشغول کار و کارگري شوند، آسانتر و بي درد سرتر است از اشتغال در کارگاههايي که دختران ما را دچار آلودگي هايي مي کنند که تا ابد رونق زندگي آنان زدوده مي شود; زيرا در خانه ها سروکارشان با زنان صاحب خانه است .
و اي کاش کشور ما (کشورهاي غربي) همچون کشورهاي اسلامي مي بود که خدمتگزاران با پوشش وقار و عفت، آسوده ترين زندگي را دارند و همچون خانه خدايان با آنان رفتار مي شود و هيچ گرد نگراني بر دامن آنان ننشيند . آري، ننگ است براي کشور انگلستان که دخترانش نمونه رذالت باشند در اثر آميختگي با مردان . چه مي شود ما را که سعي نمي کنيم وظايف و مسؤوليت زنان ما هماهنگ با فطرت و طبيعت آنان باشد; يعني همان خانه نشيني و واگذاري کارهاي مردان به مردان به منظور تضمين شرافت زنان .
در مورد حقوق زنان چند نکته ضروري به نظر مي رسد:
1 - آيا مساله حقوق زن، يک بعدي و تک محوري و مقايسه اي (يعني در مقايسه با حقوق مرد) بايد ملاحظه شود؟ يا همه جانبه و بر محور شايستگي ذاتي و فطري وي به ضميمه شرايط اجتماعي؟ به طور طبيعي، نتيجه بحث به حسب تنوع محورها تفاوت دارد; يعني حقوق زن در مقايسه با مرد، با توجه به همه مقررات اجتماعي، بيشترتامين شده است; زيرا اگر چه زحمت تقبل مسؤوليتهاي قضايي و نظامي و غيره با مردان است ولي نتايج مثبت اجتماعي و امنيتي آن متوجه زنان خواهد بود .
2 - وضع و تعيين حقوق اسلامي زنان به وسيله مردان نبوده و نيست تا توهم شود که جانب يک طرف بيشتر رعايت شده و يا ظلم و ستمي بر آن روا شده باشد; زيرا هر ظالم و ستمگري به منظور نياز و جبران کمبودي که در خود احساس مي کند، دست به ظلم و ستم مي زند و در صورتي که واضع و در نظر گيرنده حقوق هر يک از مردان و زنان، خداوند بي نياز مطلق باشد، پندار ظلم و تعدي و يا تضييع حقوق جمعي به نفع جمعي ديگر قابل تصور نيست .
3 - حقوقي که در نظام سعادت بخش اسلام براي تامين امنيت جان و مال و حيثيت اجتماعي زنان در نظر گرفته شده، کاملا هماهنگ و همسان مردان است:
«للرجال نصيب مما اکتسبوا و للنساء نصيب مما اکتسبن » (53); «للرجال نصيب مما ترک الوالدان و الاقربون و للنساء نصيب مما ترک الوالدان و الاقربون » (54); «و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنات » (55); «لا يسخر قوم من قوم ... و لا نساء من نساء ...» (56)
4 - با توجه به مطالب ياد شده، در هر موردي که تفاوتي بين مقررات مربوط به زنان و مردان به نظر رسد، بايد مطمئن بود که اين تفاوت نشات گرفته از شرايط طبيعي ويژه هر يک از دو جنس است نه اين که با داشتن شرايط مساوي و برابر، حقوق نابرابر براي آنان در نظر گرفته شده باشد .
به عبارت ديگر، اگر زنان غربي همواره به دنبال احقاق حقوق تضييع شده خود باشند حق دارند; زيرا نه دين مسيحيت، حقوق آنان را تامين کرده نه قوانين و آداب و رسوم غرب; اما چنين زحمتي از دوش زنان مسلمان برداشته شده; چرا که سيستم حقوقي اسلام، تمام نيازهاي فطري، جسمي، رواني و ... او را برآورده کرده است .
در خاتمه مناسب مي دانيم جملاتي از «آني رود» نويسنده شهير انگليسي که بيانگر آرزوي قلبي يک زن غربي است نقل کنيم . وي گويد:
«اگر دختران ما در خانه ها به نام کارگر يا شبيه به آن به منظور تامين درآمد مالي به جاي کارخانه ها مشغول کار و کارگري شوند، آسانتر و بي درد سرتر است از اشتغال در کارگاههايي که دختران ما را دچار آلودگي هايي مي کنند که تا ابد رونق زندگي آنان زدوده مي شود; زيرا در خانه ها سروکارشان با زنان صاحب خانه است .
و اي کاش کشور ما (کشورهاي غربي) همچون کشورهاي اسلامي مي بود که خدمتگزاران با پوشش وقار و عفت، آسوده ترين زندگي را دارند و همچون خانه خدايان با آنان رفتار مي شود و هيچ گرد نگراني بر دامن آنان ننشيند . آري، ننگ است براي کشور انگلستان که دخترانش نمونه رذالت باشند در اثر آميختگي با مردان . چه مي شود ما را که سعي نمي کنيم وظايف و مسؤوليت زنان ما هماهنگ با فطرت و طبيعت آنان باشد; يعني همان خانه نشيني و واگذاري کارهاي مردان به مردان به منظور تضمين شرافت زنان .


کپی رایت © 2020 - الهام آریان کیان | طراحی سایت دارکوب - میزبانی هاست دارکوب