به نظر مي رسد اين عقيده با احوالات و خصوصيت يک انسان متعارف، تطابق دارد. در ذهن خود محکمه اي را تصور کنيم که ساعت 10 به طرفيت شخصي، وارد شده و با تمام توان خواهان اثبات اشتغال ذمه ي وي هستيم، و از آنجاييکه بارها شاهد بوده ايم که در جريان دادرسي، گاهي برخوردهاي کلامي ميان وکيل و طرف مقابل او نيز به وجود مي آيد، فرض کنيم در اين محکمه ي ذهني نيز چنين درگيري هايي حادث گرديده، حال و پس از اتمام اين دادرسي، در ساعت 11 همان روز و در همان شعبه، بخواهيم به نفع و له همان طرف دعوي وارد شويم و در جهت اثبات حقانيبت وي بکوشيم، هرچند دور از ذهن نيست که شخصي آنقدر بر روان و عقلانيت خود تسلط داشته باشد و به لحاظ روحي محکم و خارق العاده باشد که بتواند ميان اين دو تفکيک قائل شود، و رد جلسه ي رسيدگي دوم، بدون تأثير از جلسه ي پيشين، تمام هم و جهد خود را در مسير اثبات حقوق موکلش به کار بندد، اما نبايد فراموش کنيم که روح قوانين و مقررات همواره متضمن نگاه به عملکرد انسانهاي متعارف و عادي جامعه و رفتارهاي عرفي ايشان است. کمتر امکان دارد که شخصي دقايقي قبل با نفر ديگري درگيري لفظي پيدا کرده باشد، اما بتواند خود را قانع کند تا آن را به فاصله ي چند دقيقه فراموش کند و انرژي خود را در حمايت «کامل» از او به کاربندد. چنين است که رويه ي انتظامي، ورود به پرونده ي ديگري عليه موکل فعلي را براي وکيل حائز ندانسته و آن را خلاف شأن وکالت تشخيص مي دهد. مجدداً تأکيد مي نمايم، هرچند ممکن است که نظر اقليت برخلاف استدلال مذکور باشد، اما منطقاً مي بايست همکاران از چنين اقدامي پرهيز نمايند تا خداي ناکرده مشمول مجازات انتظامي درجه ي 4 (محروميت موقت)نشوند.


کپی رایت © 2020 - الهام آریان کیان | طراحی سایت دارکوب - میزبانی هاست دارکوب