انسان نيز جزيي از اين جهان است و در چنين صحنه پر تلاشي نبايد بيكار بماند ، زيرا دور از خرد و انصاف است كه موجودي از فعاليتها و حركتهاي ديگر موجودات بهره بگيرد و خود بهره ندهد و سر بار يگران باشد . و نيز مي دانيم كه دستيابي به پيشرفتهاي معنوي و مادي با حركت و كار و كوشش امكان پذير است ؛ و آنكه تن به كار نمي دهد و از رنج كار مي پرهيزد و خود را از رسيدن به كمال باز مي دارد .
ديانت پاك اسلام كه قوانين آن به زير بناي محكم و ريشه دار فطرت بنا شده ، و مقرراتش خواسته ها و كششها ي فطري و نهادي انسان را در بر دارد به « كار » ارج مي نهد و بر خلاف برخي از اديان پيروان خود را به كار وا مي دارد و گوشه گيري را ناروا مي شمارد .
در اخبار پيشوايان اسلام آمده است : « ايّاكَ و الْكَسَل …. » . ( از كسالت و سستي بپرهيزيد ) .
چرا كه انسان بايد در اين جهان زندگي كند و براي زندگي نيز ناگزير از كار كردن است . شخصيت و سر بلندي در سايه زحمت و كار به دست مي آيد و آن كه مي خواهد در اجتماع مفيد باشد بايد كار كند . تنها با شركت فعالانه در اجتماع و با تلاش و كوشش شخصيت واقعي هر كس شكل مي گيرد و اثبات مي شود .جوانان بايد بدانند بيكاري ضربه بزرگي به شخصيت و آبروي اجتماعي آنان مي زند ؛ و كار و اشتغال موقعيتي برتر همراه با احترام به آنان مي بخشد و آنان را آزاد و بلند طبع ، مستقل و سربلند بار مي آورد .
تاريخچه شغل وكالت
فن وكالت از زمـاني پديد آمده كه افـراد از استعمال زور جهت حل اخـتلاف خود صـرف نظر كرده اند.
وكيل دادگستري يك عضو مستقل در مجموعه خدمات قضائي است . وكيل به كار آزاد ، اشتغال دارد و نوع فعاليت او با فعاليت اصناف متفاوت است . وكيل دادگستري اشتغال به مشاوره و وكالت مستقل در تمام زمينه هاي حقوقي دارد .
وكالت يكي از نهادهاي حقوقي قديمي است كه سابقه تاريخي طولاني دارد و نمي توان آن را در نقطه اي خاص از تاريخ بشر متوقف كرد و به نظر مي رسد كه بناي عقلا در نخستين جوامع متمدن بشر پايه گذاري آن باشد . در اين ميان وكالت دعاوي -كه بخشي از انواع وكالت است – در يونان رواج داشته و حتي مي توان ان را يكي از موجبات رشد منطقي و حتي فلسفه در آنجا دانست . وكالت دعاوي در رم قديم نيز بصورت فن ظريفي در آمده بود و رواج كامل داشت و مردم براي اثبات و احراز حقوق خود در دادگاه به كساني كه از قدرت بيان و استدلال بهرمند بودند و از قانون اطلاع داشتند وكالت مي دادند تا در دادگاهها و در مقابل حاكمان از حقوق آنها دفاع كنند .
 ، مورد قبول شارع مقدس قرار گرفته و در سنت مواردي از آن ديده مي شود .
در قوانين سابق ايران – كه هنوز برخي از آنها به قوت خود باقي مي باشد – نيز وكالت در متون مختلفي كه در فقه جايز شمرده شده ، جايز و رواج داشته است و در دعاوي با محدوديتهايي پذيرفته مي شده و قانوني بوده است . دليل اين محدوديتها در وكالت دعاوي ، آن بوده كه وكالت در محاكم مانند حرفه ي پزشكي و دارو سازي و امثال آنها از جايگاه والايي برخوردار بوده و هست و بايد صلاحيت شاغلين به آن احراز شود .
مفهوم شغل وكالت
هر فردي در چهار چوب قانون حق دارد در هر زمينه از حقوق ، از خدمات وكيل مورد انتخاب خود بهره مند گردد . هر شخصي مي تواند چه براي دريافت مشاوره ، چه در برابر دادگاهها ، چه در داوري و چه در برابر ساير ارگانها و مقامات ، وكيل دادگستري را به اختيار خود تعيين نمايد .
بنابراين با صرف قانون گذاري تمام كارها درست نمي شود . قانون مي تواند نه فقط به وسيله قانون شكنان كه قانون را رعايت نمي كنند ؛ مورد تجاوز قرار گيرد ، بلكه به گفته « اشـترن stern » اين يك واقعيت ابدي است .
در جايي كه بشر مراحل احـقاق حـق را تعقـيت مي كند ، اشتباهاتي نيز پيش خواهد آمد و ممكن است سهواً بي عدالتي هايي بوجود آيد . به اين دليل يكي از اصول ابتدايي حكومت قانوني اين است كه حكومت شغل وكالت را به رسميت بشناسد وكيل را در مقابل هر شخصيتي مورد حمايت قرار دهد .
وكالت و اهميت آن در جوامع امروزي
تمام روابط حقوقي مردم را طي فورمولها و موارد قانوني نمي توان پيش بيني نمود . هر موردي كه متن قانوني وجود داشته باشد به خودي خود حل اختلاف را نمي يابد ، بلكه احتياج به نظر يك نفر قاضي دارد و اوست كه بايد قانون را با حقيقت وفق دهد ؛ با وجدانترين مدعيان در موردي كه اخلاق و وجدان يا منافع شخصي وي اصطكاك پيدا مي كند ؛ از آن چشم پوشي مي كنند ، هر جا كه يك قاضي وجود دارد وجود يك وكيل ضروري است .
علاوه بر آنچه گفته شد مداخله وكلا در دعاوي از نظر روان شناسي تاثير عميقي دارد . ضرب المثلي است كه مي گويد « خداوند عالم با وجود آنكه از امور اشكار و نهان مطلع است ، معذلك ميان خود و مخلوقش واسطه هايي قرار داده است . » اين ضرب المثل مي فهماند كه مخلوق براي بر آورده شـدن حاجـات خويـش بايد مقـدسين را بين خـود و خـدا واسطه قـرار دهد ؛ پـس چگونه يك نفر قاضي كه از حـقايق امور اطلاعي ندارد ؛ مي تواند بي واسـطه با مـردم عوام مواجه گردد ؟
اصحاب دعوي به شخصي كه مانند خودشان دلسوز و با حسن ظن و خوشروئي گفته هايشان را استماع كند و محرم رازهايشان باشد ، احتياج دارند .
« اِگسو Aguesseaa » در مورد قداست شغل وكالت سخن زيبايي دارد و با بياني غير صريح مي گويد : كه هر كسي نمي تواند عهده دار شغل وكالت باشد و اين به خاطر محدوديتهايي است كه اين شغل براي صاحب خود ايجاد مي كند .
اومي گويد : « وكالت همانقدر قديم است كه قضاوت و همان اندازه نجيب است كه پرهيزگاري و تقوا و هان قدر وجودش لازم است كه عدالت … » . « وكيل با وجود آن همه قيد و بند اخلاقي و مقررات انضباظي هميشه از استقلال خود خرسند و راضي بود كه با رعايت آن مقررات در حفظ و استقلال خود ، استقلالش از تمام مشاغل آزاد ديگر زيادتر است . »
به هر حال امروزه ، حضور وكيل در دادگاهها را امري اجباري دانسته اند ولو خود متهم به آن مايل نباشد . با توجه به اين امر ؛ اگر دليل نقلي فقها بر رجحان دخالت وكيل دعاوي هم وجود نداشت ، باز حفظ مصالح عامه و اجراي عدالت اجتماعي و امنيت قضائي اقتضا داشت كه دخالت وكيل را در دعاوي و خصومات ، مخصوصا در دعاوي كيفري كه مسئله دماء و سلب آزادي است ؛ ضروري و رايج بدانيم .
نياز مردم به وكيل نيازي اساسي
كشور قانونمند ما از مدتها پيش تقريبا روابط زندگي مردم را به طور رسمي در چارچوب هاي قانوني قرار داده است . براي مردم خيلي از مواد قانوني كاملا نا آشنا هستند .
آنها بدون استفاده از كمك حقوقي نمي توانند اين قوانين را رعايت كنند . به اين ترتيب يك شهروند وابسته است به افرادي كه اين متون را بشناسند تا به او بگويند كه حقوقش چيست و تا كجا اين حقوق ادامه داشته و به كجا ختم مي شود . براي اين امر توانايي تخصصي لازم است كه ممكن است در بسياري از مشاغل يافت شود ، ولي تنها توانايي كافي نيست ،
مردم لازم دارند كه مشاورين و وكلاي حقوقي داشته باشند كه در خيلي از موقعيت ها بدون هيچ محدوديتي به او اعتماد كنند و از او مطمئن باشند كه كاملا غيروابسته است و البته با رعايت ، قانون فقط سعي در احقاق حق موكل خود خواهد نمود.
بنا براين وكلا بايد يك سري خصوصيات داشته باشند كه شايسته اعتماد مردم گردند :
?- وكيل بايد ظاهرا مردي متين و موقر باشد . قدما مايل بودند كه وكيلشان فردي ?? ساله باشد يا لا اقل قيافه ي ظاهري او مانند مرد ?? ساله اي بنمايد .
?- چه در قديم و چه امروزه وكيل نمي تواند در خانه ي اجاره اي سكونت داشته باشد و از هر نوع تبليغات صريح و ضمني بايد خود داري كند .
?- وكيل در مراودات و معاشرتهاي خود محدود است تا ??الي ?? سال پيش حتي وكيل نمي توانست كسي را جز موكل خويش در منزلش بپذيرد يا در دفتر كار دلالان حضور پيدا كند يا با كسي جز همكاران يا افراد صنف خويش رفت و آمد نمايد.
و ساير خصوصياتي كه انساني كه لايق اعتماد مردم است بايد داشته باشد كه در اين مبحث كلام
ذكر تمام آنها نمي گنجد و فقط بايد به اين نتيجه رسيد كه وكيل عمر خودر ابايد صرف مردم كند و كمتر به خود توجهي داشته باشد و اين نشاني است بر محدوديتهايي كه شغل وكالت براي صاحب خود ايجاد مي كند .
با اين همه گاه سوءظن هايي راجع به وكلا وجود دارد . اين سوء ظن نسبت به وكلا در درجه اول با كساني است كه هرگز با وكيل تماس نداشته اند . اگر از پرسش شوندگان راجع به دلايل انتقاد آنها از وكلا پرسيده شود ، اين افراد يقينا در درجه اول جوابي را كه « ميشاگوتمن Micha Guttmann » در مـوارد ديگري داده بود ، خواهـند داد:« كه خدا را شكر مي كنـيم كه ما تا به حـال با وكيل دادگـستري سـرو كار نداـشته ايم ولي ما به طور متواتر بدگويي از آنها را مي شنويم .»
مصاحبه شماره ?:
?- رشته تحصيلي شما چه بود و از چه طريق وارد اين رشته دانشگاهي شديد؟
ج: من در شاخه نظري ، رشته علوم انساني تحصيل كردم و در سال ???? با شركت در كنكور سراسري در همين رشته و قبولي در دانشگاه وارد اين رشته ي دانشگاهي يعني وكالت شدم .
?- لطفا شغل خود را تعريف كنيد ؟
ج: وكالت واژه اي فرانسوي است و از ديدگاه من يعني رعايت عدل و داد و رساندن حق انسان مظلوم . اگر چـه كه در جامعه امـروزي ما فقط از عدل و داد سـخن مي گوئـيم و عمـل به آن ديـده نمي شود .
?- در مورد محيط كار خود توضيحاتي بدهيد ؟
ج: من هنوز وارد بازار كار نشده ام و قصد ندارم به اين زودي وارد بازار كار شوم ، من قصد ادامه تحصيل دارم . اما وكالت و شغل وكيلي از عمده شغلهايي است كه در آن از محيط آرام و ساكت خبري نيست . چرا كه يك وكيل نمي داند كه در يك لحظه ي خاص با چه كساني و چه برخوردهايي رو به رو مي شود .
?- ابزار مورد نياز براي شغل وكالت چيست ؟
ج: بايد بگويم يك وكيل بايداز بينش زياد و منطق قوي و بهره ي هوشي بالايي برخوردار باشد تا قدرت تجزيه و تحليل مسائلي كه با آنها رو به رو مي شود را داشته باشد تا همواره حق به حق دار برسد .
?- از نظر شما ويژگي هاي جسمي ، رواني و شخصيتي جهت انجام اين كار چيست ؟
ج: از نظر من يك وكيل بايد صبور و شكيبا باشد و خيلي زود عصباني نشود چرا كه در غير اين صورت هيچ گاه يك وكيل خوب نخواهد بود .
?- اتحاديه ها ، انجمن ها و تشكيلات حرفه اي وابسته به شغل وكالت چيست ؟
ج: شوراههاي حل اختلاف – دادگاهها و قوه قضائيه از جمله مهم ترين آنهايند .
?- اهميت شغل وكالت در حد است ؟
ج: مسلما از اهميت والايي برخوردار است چرا كه در صورت حذف اين شغل ديري نمي پايد كه هرج و مرج جامعه را فرا مي گيرد و همواره ثروتمندان و قدرتمنـدان بر فقرا و مظـلومان چيره مي شوند .

تعريف وکالت
معني لغوي وكالت ، تفويض و واگذار نمودن است و در اصطلاح حقوقي، وكالت عقدي است كه به موجب آن يكي از طرفين ، طرف ديگر را براي انجام امري نايب (وکيل) خود مي نمايد. قانون مدني ايران در ماده ??? وکالت را چنين تعريف کرده است:
وکالت عقدي است که بموجب آن يکي از طرفين طرف ديگر را بر انجام امري نايب خود قرار مي دهد.
با انعقاد عقد وکالت، وکيل و موکل در برابر يکديگر حق و تکليف يافته، داراي روابط حقوقي، وظايف و مسئوليت هاي متقابلي مي شوند.
وکالت در لغت به معناي واگذار کردن يا تفويض کردن مي‌باشد.
وکالت در اصطلاح حقوقي: عقدي است که به موجب آن يکي از طرفين عقد، طرف ديگر را براي انجام امري نايب خود مي‌نمايد.
وکالت يکي از عقود بسيار رايج ميباشد، که امروزه در صحنه‌هاي اجتماعي و اقتصادي و بانک‌ها استفاد? زيادي مي‌شود. وکالت عقد است و در نتيجه نياز به ايجاب موکّل و قبول وکيل دارد.
 انواع وکالت
الف) وکالت مطلق: يعني اين‌ که شخصي را براي تمام امور وکيل کند و اين وکالت شامل امور اداري و مالي موکل مي‌شود مثل فروش و يا خريد و يا پرداخت هزينه خانواده که در اين قسم اعمال وکيل نياز به اجاز? موکل ندارد.
ب) وکالت مقيد: در اين نوع وکالت، مورد وکالت مشخص و معين است و وکيل بايد در همان مورد معين، عمل نمايد. مثل خريد خانه يا فروش ماشين
وکالت از جهت شکل به وکالت رسمي يا عادي يا شفاهي تقسيم مي‌شود.
مورد وکالت بايد امري باشد که به موجب قانون يا طببعتاً درانحصار شخص نباشد مثل وکالت در مجلس معامله که بايد خودش عمل نمايد و نمي‌تواند ديگري را وکيل نمايد و ديگر اين‌که خود شخص موکل بتواند آن را انجام دهد، براي مثال شخص ورشکسته که از دخالت در اموال ممنوع است نمي‌تواند در مورد آن به ديگري وکالت دهد.
حدود وکالت
«وکيل نمي‌تواند عملي را که خارج از حدود وکالت است انجام دهد». (مفاد ماده ???قانون مدني)
«در صورتي که وکالت به طور مطلق داده شده و قيدي در آن نيامده مربوط به ادار? اموال خواهد بود». (مفاد ماده ???قانون مدني)
در يک تقسيم بندي وکالت به وکالت قضايي و غير قضايي تقسيم مي شود:
وکالت قضايي: عبارت است از اينکه شخص در جهت امور دادگاهي خود شخص ديگري را به عنوان نماينده خود در دادگاه معرفي مي نمايد. اين نوع وکالت محدود به امور قضايي است مانند اعطاي وکالت به وکلاي دادگستري.
وکالت غير قضايي: عبارت است اينکه شخصي به طور رسمي يا عادي جهت انجام امور کاري يا اداري خود به شخص ديگري وکالت مي دهد.
نايب السلطنه را در دوره صفويه وکيل مي‌گفتند و عنوان وکيل الرعايا هم از همين جا برخاسته است. ميتوان براي وکيل انتخابي حد و مرزي مشخص کرد که در چه زمينه اي اجازه وکالت از طرف شما دارد و در چه زمينه اي خود شخص بايد براي آن کار حضور داشته باشد.
مورد وكالت:
امر و يا اموراتي است كه وكيل به موجب عقد (قرارداد) وكالت و به نيابت (نمايندگي) از طرف موكل خود مي بايست انجام دهد ، مورد وكالت بايد از اموراتي باشد كه خود موكل بتواند آنرا انجام دهد و مانع قانوني در اين زمينه وجود نداشته باشد ، و وكيل هم براي انجام آن امر اهليت قانوني داشته باشد .

تعريف وکالت
معني لغوي وكالت ، تفويض و واگذار نمودن است و در اصطلاح حقوقي، وكالت عقدي است كه به موجب آن يكي از طرفين ، طرف ديگر را براي انجام امري نايب (وکيل) خود مي نمايد. قانون مدني ايران در ماده ??? وکالت را چنين تعريف کرده است:
وکالت عقدي است که بموجب آن يکي از طرفين طرف ديگر را بر انجام امري نايب خود قرار مي دهد.
با انعقاد عقد وکالت، وکيل و موکل در برابر يکديگر حق و تکليف يافته، داراي روابط حقوقي، وظايف و مسئوليت هاي متقابلي مي شوند.
وکالت در لغت به معناي واگذار کردن يا تفويض کردن مي‌باشد.
وکالت در اصطلاح حقوقي: عقدي است که به موجب آن يکي از طرفين عقد، طرف ديگر را براي انجام امري نايب خود مي‌نمايد.
وکالت يکي از عقود بسيار رايج ميباشد، که امروزه در صحنه‌هاي اجتماعي و اقتصادي و بانک‌ها استفاد? زيادي مي‌شود. وکالت عقد است و در نتيجه نياز به ايجاب موکّل و قبول وکيل دارد.
 انواع وکالت
الف) وکالت مطلق: يعني اين‌ که شخصي را براي تمام امور وکيل کند و اين وکالت شامل امور اداري و مالي موکل مي‌شود مثل فروش و يا خريد و يا پرداخت هزينه خانواده که در اين قسم اعمال وکيل نياز به اجاز? موکل ندارد.
ب) وکالت مقيد: در اين نوع وکالت، مورد وکالت مشخص و معين است و وکيل بايد در همان مورد معين، عمل نمايد. مثل خريد خانه يا فروش ماشين
وکالت از جهت شکل به وکالت رسمي يا عادي يا شفاهي تقسيم مي‌شود.
مورد وکالت بايد امري باشد که به موجب قانون يا طببعتاً درانحصار شخص نباشد مثل وکالت در مجلس معامله که بايد خودش عمل نمايد و نمي‌تواند ديگري را وکيل نمايد و ديگر اين‌که خود شخص موکل بتواند آن را انجام دهد، براي مثال شخص ورشکسته که از دخالت در اموال ممنوع است نمي‌تواند در مورد آن به ديگري وکالت دهد.
حدود وکالت
«وکيل نمي‌تواند عملي را که خارج از حدود وکالت است انجام دهد». (مفاد ماده ???قانون مدني)
«در صورتي که وکالت به طور مطلق داده شده و قيدي در آن نيامده مربوط به ادار? اموال خواهد بود». (مفاد ماده ???قانون مدني)
در يک تقسيم بندي وکالت به وکالت قضايي و غير قضايي تقسيم مي شود:
وکالت قضايي: عبارت است از اينکه شخص در جهت امور دادگاهي خود شخص ديگري را به عنوان نماينده خود در دادگاه معرفي مي نمايد. اين نوع وکالت محدود به امور قضايي است مانند اعطاي وکالت به وکلاي دادگستري.
وکالت غير قضايي: عبارت است اينکه شخصي به طور رسمي يا عادي جهت انجام امور کاري يا اداري خود به شخص ديگري وکالت مي دهد.
نايب السلطنه را در دوره صفويه وکيل مي‌گفتند و عنوان وکيل الرعايا هم از همين جا برخاسته است. ميتوان براي وکيل انتخابي حد و مرزي مشخص کرد که در چه زمينه اي اجازه وکالت از طرف شما دارد و در چه زمينه اي خود شخص بايد براي آن کار حضور داشته باشد.
مورد وكالت:
امر و يا اموراتي است كه وكيل به موجب عقد (قرارداد) وكالت و به نيابت (نمايندگي) از طرف موكل خود مي بايست انجام دهد ، مورد وكالت بايد از اموراتي باشد كه خود موكل بتواند آنرا انجام دهد و مانع قانوني در اين زمينه وجود نداشته باشد ، و وكيل هم براي انجام آن امر اهليت قانوني داشته باشد .

تعريف وکالت
معني لغوي وكالت ، تفويض و واگذار نمودن است و در اصطلاح حقوقي، وكالت عقدي است كه به موجب آن يكي از طرفين ، طرف ديگر را براي انجام امري نايب (وکيل) خود مي نمايد. قانون مدني ايران در ماده ??? وکالت را چنين تعريف کرده است:
وکالت عقدي است که بموجب آن يکي از طرفين طرف ديگر را بر انجام امري نايب خود قرار مي دهد.
با انعقاد عقد وکالت، وکيل و موکل در برابر يکديگر حق و تکليف يافته، داراي روابط حقوقي، وظايف و مسئوليت هاي متقابلي مي شوند.
وکالت در لغت به معناي واگذار کردن يا تفويض کردن مي‌باشد.
وکالت در اصطلاح حقوقي: عقدي است که به موجب آن يکي از طرفين عقد، طرف ديگر را براي انجام امري نايب خود مي‌نمايد.
وکالت يکي از عقود بسيار رايج ميباشد، که امروزه در صحنه‌هاي اجتماعي و اقتصادي و بانک‌ها استفاد? زيادي مي‌شود. وکالت عقد است و در نتيجه نياز به ايجاب موکّل و قبول وکيل دارد.
 انواع وکالت
الف) وکالت مطلق: يعني اين‌ که شخصي را براي تمام امور وکيل کند و اين وکالت شامل امور اداري و مالي موکل مي‌شود مثل فروش و يا خريد و يا پرداخت هزينه خانواده که در اين قسم اعمال وکيل نياز به اجاز? موکل ندارد.
ب) وکالت مقيد: در اين نوع وکالت، مورد وکالت مشخص و معين است و وکيل بايد در همان مورد معين، عمل نمايد. مثل خريد خانه يا فروش ماشين
وکالت از جهت شکل به وکالت رسمي يا عادي يا شفاهي تقسيم مي‌شود.
مورد وکالت بايد امري باشد که به موجب قانون يا طببعتاً درانحصار شخص نباشد مثل وکالت در مجلس معامله که بايد خودش عمل نمايد و نمي‌تواند ديگري را وکيل نمايد و ديگر اين‌که خود شخص موکل بتواند آن را انجام دهد، براي مثال شخص ورشکسته که از دخالت در اموال ممنوع است نمي‌تواند در مورد آن به ديگري وکالت دهد.
حدود وکالت
«وکيل نمي‌تواند عملي را که خارج از حدود وکالت است انجام دهد». (مفاد ماده ???قانون مدني)
«در صورتي که وکالت به طور مطلق داده شده و قيدي در آن نيامده مربوط به ادار? اموال خواهد بود». (مفاد ماده ???قانون مدني)
در يک تقسيم بندي وکالت به وکالت قضايي و غير قضايي تقسيم مي شود:
وکالت قضايي: عبارت است از اينکه شخص در جهت امور دادگاهي خود شخص ديگري را به عنوان نماينده خود در دادگاه معرفي مي نمايد. اين نوع وکالت محدود به امور قضايي است مانند اعطاي وکالت به وکلاي دادگستري.
وکالت غير قضايي: عبارت است اينکه شخصي به طور رسمي يا عادي جهت انجام امور کاري يا اداري خود به شخص ديگري وکالت مي دهد.
نايب السلطنه را در دوره صفويه وکيل مي‌گفتند و عنوان وکيل الرعايا هم از همين جا برخاسته است. ميتوان براي وکيل انتخابي حد و مرزي مشخص کرد که در چه زمينه اي اجازه وکالت از طرف شما دارد و در چه زمينه اي خود شخص بايد براي آن کار حضور داشته باشد.
مورد وكالت:
امر و يا اموراتي است كه وكيل به موجب عقد (قرارداد) وكالت و به نيابت (نمايندگي) از طرف موكل خود مي بايست انجام دهد ، مورد وكالت بايد از اموراتي باشد كه خود موكل بتواند آنرا انجام دهد و مانع قانوني در اين زمينه وجود نداشته باشد ، و وكيل هم براي انجام آن امر اهليت قانوني داشته باشد .


کپی رایت © 2020 - الهام آریان کیان | طراحی سایت دارکوب - میزبانی هاست دارکوب